قرآن و اسرا آفرينش(تفسير سوره رعد) - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٧ - پژوهشى در مورد حروف مقطّعه قرآن
است.
اين كه قرآن نيمى از حروف تهجى را در آغاز ٢٩سوره آورده و نيم ديگر را ترك كرده است و از انواع حروف، نيمى از آن را آورده و نيم ديگر را نياورده، بدين نكته هم، اشاره دارد; مثلاً از «حروف مهموسه»[١] نيمى از آن را كه عبارتند از: صاد، كاف، هاء، سين و حاء آورده و نيم ديگر را ترك گفته است. هم چنين نيمى از «حروف مجهوره» را كه عبارتند از: الف، لام، ميم، راء، عين، طاء، قاف، ياء و نون، آورده و نيم ديگر را نياورده است.
از انواع ديگر حروف نيز، مانند «شديده» و «رخوه» و «مطبقه» و «منفتحه» و «مستعليه» و «منخفضه» ، [٢] نيمى را آورده و نيم ديگر را ترك گفته است. خلاصه در مورد تمام انواع حروف، چنين كارى را انجام داده است.[٣]
به طور مسلم چنين تبعيضى خالى از نكته نبوده و از اشاره به اين وجه نيز خالى نيست. شايد علت اين كه از حروف تهجى و انواع حروف نيمى را آورده و نيم ديگر را ترك گفته است اين باشد كه نيمى از اعجاز قرآن به زيبايى لفظ و نيمى ديگر آن به عظمت معانى قرآن مربوط است. و از اين كه قرآن در مجموع اين سوره ها، نيمى از حروف الفبا را آورده خواسته است برساند اگر مى انديشيد كه زيبايى ظاهر و اعجاز لفظى آن، مولود قريحه پيامبر است شما نيز برخيزيد از همين مواد و عناصر چنين كلام زيبا و معجزه اى بياوريد.[٤]
[١] حروفى كه اعتماد هر يكى به مخرج خود ضعيف است و هنگام تلفظ، صدا به نرمى و آهسته بيرون مى آيد و نفس در جريان بوده و قطع نمى گردد «مهموسه» مى نامند; مانند كاف، خاء، حاء، ثاء، شين، سين، صاد، و غير آنها را «مجهوره» مى نامند. [٢] درباره توضيح صفات حروف ر.ك: فقيد علم و ادب، مرحوم مدرس تبريزى، نثر اللئالى، ص ٣٣ـ ٣٩. [٣] تفسيير كشاف، ج١، ص ٧٨ـ٧٩. در اين كتاب به طور مشروح اين مطلب بيان شده است. [٤] علاّمه شهرستانى، المعجزة الخالدة، ص ١٢٢.