قرآن و اسرا آفرينش(تفسير سوره رعد) - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٤٢ - اعجاز پيامبر به هوس اين و آن نيست
با اين وضع صحيح است پيامبر وقت و اراده خود را در اختيار چنين مردم بى هدفى قرار دهد؟
گذشته از اين، بايد توجه نمود كه به مضمون آيه (وَمَا كَانَ لِرَسُول أَنْ يَأْتِىَ بِآيَة إِلاّ بِإِذْنِ اللّهِ...)[١]: «هيچ پيامبرى نمى تواند معجزه اى بياورد جز به اذن خداوند» معجزات پيامبران، در اختيار آنان نيست كه هر موقع بخواهند و يا مردم به آنان پيشنهاد نمايند فوراً به اعجاز دست بزنند، بلكه آنها از مشيت و اراده خدا پيروى مى كنند و هرگز درخواست مردم، تكليفى براى آنان ايجاد نمى كند.
بنابراين جمله (إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَلِكُلِّ قَوْم هَاد): «تو بيم دهنده اى و براى هر گروهى راهنمايى وجود دارد» ناظر به همين مطلب است و آن اين كه، تو اى پيامبر! بيم دهنده اى بيش نيستى و هرگز در اجابت درخواست مردم اختيارى از خود ندارى و تا اذن الهى نباشد، هيچ نوع كارى صورت نمى گيرد نه اين كه هيچ وقت در هيچ شرايطى تو صاحب معجزه نيستى.
روى اين بيانات روشن گرديد، كه آيه به نفى اعجاز به طور مطلق ناظر نيست; بلكه آن نوع معجزات را نفى مى كند كه درخواست كنندگان هدفى جز سرگرمى و تفريح و ادامه لجاجت نداشته باشند و يا اين كه پيامبر در انجام معجزه، مختار و آزاد باشد و بدون مشيت الهى دست به كار بزند و هر چه مردم بخواهند فوراً اقدام نمايد. ناگفته پيداست نفى اعجاز در چنين زمينه هاى مخصوصى، دليل بر نفى مطلق نيست.[٢]
[١] رعد(١٣) آيه ٣٨. [٢] نويسنده اى مسيحى در كتاب مشكاة صدق با آيه مورد بحث و آيات ديگر استدلال نموده است كه پيامبر اسلام، معجزه اى جز قرآن نداشته است. نگارنده در كتاب رسالت جهانى پيامبران (ص ١١٨ـ ١٤٢) درباره آيات مورد نظر او به طور گسترده سخن گفته و ثابت نموده است كه اين آيات، ارتباطى به مدعاى وى ندارد.