بهداشت روانى خانواده

بهداشت روانى خانواده - کوثری، یدالله - الصفحة ٧٠

طور كلى قوانين بسيار محدودى وجود دارد و افراد در اجراى قوانين و آداب و رسوم چندان تقيدى ندارند و هر كس هر كارى بخواهد، انجام مى‌دهد. به سبب هرج و مرج، نوعى تزلزل روحى در اين خانواده‌ها به چشم مى‌خورد و سهل گيرى باعث بى بند و بارى فرزندان شده، موجب مى‌گردد كه آنان نسبت به زندگى احساس مسئوليت نكنند و در جامعه بزرگ‌تر، هميشه با مشكلات اخلاقى و اجتماعى مواجه باشند. بنابراين، سهل گيرى (كه شامل بى بند و بارى، بى‌توجهى، محبت بيجا، لوس كردن و ... است) نوعى انحراف تربيتى محسوب مى‌شود و در سرنوشت و آينده فرزند آثار و پيامدهاى مخربى دارد. به همين دليل اولياى دين، والدين را از اين روش ناپسند باز داشته اند. «١» خانواده سختگير و مستبد در خانواده‌هاى سختگير و مستبد بر قدرت والدين بيش از اندازه تأكيد مى‌شود. والدين براى اجراى دستورات خود اطاعت بى چون و چرا مى‌خواهند و لزومى براى ارائه دليل نمى بينند.
فرد مستبد، كه غالبا پدر است، تصميم گيرنده و تعيين كننده وظايف ديگر اعضاى خانواده است و آنچه را مطابق ميل و دلخواه خود اوست، به انجام مى‌رساند. به گفته پامر، پدر مستبد حتى براى كارهاى مربوط به فرزندان خواست آنها را در نظر نمى‌گيرد. لذا فرزندان از حق اوليه خويش بى‌نصيب‌اند. «٢» فرزندان اين‌گونه خانواده‌ها اشخاصى وابسته و غير خلاق هستند كه قدرت ابراز وجود ندارند.
هافمن «٣» معتقد است، كودكانى كه در خانواده‌هاى سختگير بزرگ مى‌شوند، معمولًا مطيع و فرمانبردارند، ولى در بيش‌تر موارد رفتار آنها توأم با پرخاشگرى است. اين كودكان احساس ناامنى مى‌كنند و از خود استقلال كافى ندارند. آنها در بين همبازى‌هاى خود محبوبيت چندانى به دست نمى آورند، براى حقوق ديگران احترام قائل نمى‌شوند و در برابر انتقاد بزرگ‌ترها بى تفاوتند و از ثبات عاطفى كمى برخوردار هستند و سرانجام اينكه گرايش بيش‌ترى به انحرافات اخلاقى از خود نشان مى‌دهند. اين نوع كودكان معمولا در كارهاى گروهى شركت نمى‌كنند و