بهداشت روانى خانواده - کوثری، یدالله - الصفحة ٤١
٣. اصل «تكريم و پذيرش مثبت انسان»؛ ٤. اصل «هدفمندى»؛ ٥. اصل «علت و معلول»؛ و توجّه اين نكته كه رفتار انسان معمول عواملى است؛ ٦. اصل «رفتار هر فرد تابع تماميت وجود اوست»؛ ٧. اصل «خود ارزشمندى»؛ ٨. اصل «مسئله مدارى»؛ ٩. اصل «ارتباطات سالم»؛ ١٠. اصل «اعتقاد و التزام به دين».
اينك به منظور آشنايى بيشتر با اصول ياد شده به توضيح مختصر هر يك مىپردازيم.
اصل اول: شناسايى و تامين احتياجات اساسى (زيستى، روانى)
مسئله نيازهاى اساسى انسان مدتهاست كه توجه متخصصان را به خود جلب كرده است. بر اساس نظريه انگيزش، وقتى انسان نيازى دارد، رفتار او غالباً در جهتى است كه احساس نياز مىكند. تعادل حياتى «١» او دچاراختلال مىشود و لذا موجب مىگردد كه تمام توجه و تلاش خود را براى تأمين نيازهاى مطرح شده مبذول كند و از اقدام به فعاليتهاى اساسى باز بماند.
از اينرو شناخت نيازها و محرّكهايى كه سبب ايجاد رفتار و اعمال انسان مىشود، در فرايند بهداشت روانى اهميت دارد.
اصل دوم: خوديابى و خودشناسى اساساً انسانها داراى امكانات، توانايىها و محدوديتهايى هستند. كسانى كه از توانمندىها و ناتوانمنديهاى خود آگاهند و با واقعيتهاى مربوط به خود و محيط بيشتر آشنايى دارند، كمتر گرفتار انحراف و اختلال روانى مىشوند. در واقع انسان هنگامى سلامت روانى كاملترى دارد كه كمتر دچار لغزش شود و وقتى اين امر متحقق مىگردد كه جايگاه خود را در نظام آفرينش به درستى بشناسد. بدين رو از برنامههاى مهم بهداشت روانى خودشناسى و آشنا ساختن افراد با خود از نظر امكانات جسمى، روانى و معنوى است.