بهداشت روانى خانواده - کوثری، یدالله - الصفحة ٩١
مثلا ذكر نكات مثبت همسر در زندگى مشترك و مطرح نكردن نكات منفى و كشمكشها در زندگى خصوصى با خانواده خود، از نكات بسيار مهم است.
بايد توجه داشت كه زن و شوهر اگر اختلاف سليقه و يا برداشتهايى از خانواده ديگرى دارند، بهتر است تا حد امكان از بيان آن خوددارى كنند؛ چرا كه هيچ فردى به سادگى نمىتواند انتقادات ديگران را درباره افراد خانواده خود بپذيرد و برخى انتقادها باعث واكنشهاى عصبى مىگردد كه همراه با مقاومتهاى روانى است و يا موجب ابراز انتقاد و عيبجويى متقابل از خانواده ديگرى خواهد شد. البته اگر گاه انتقاد يا گله به گونهاى ملايم بيان شود و همسر نيز منطقى باشد، هيچ مشكلى پيش نمىآيد.
زن و شوهر بايد به گونهاى با خانوادههاى خود رفتار كنند كه آنان را از ابراز انتقاد و يا گله از همسرشان باز دارند. دو خانواده نيز نبايد چنين تصور كنند كه مانند گذشته مىتوانند و يا بايد از جزئىترين مسائل زندگى مشترك و زناشويى فرزندشان آگاه شوند و به خود اجازه دهند كه در زندگى مشترك فرزندشان دخالت كنند. آنها بايد اين حقيقت را بپذيرند كه فرزندان حق دارند و بايد با مشورت و تفاهم براى زندگى خصوصىشان تصميمگيرند و به همين دليل، صلاح زندگى آنها در اين است كه بسيارى از روابط خصوصى و چگونگى روش زندگيشان را پنهان نگه دارند.
به هر حال بايد توجه داشت كه قطع رابطه يك طرفه و يا دوطرفه با خانوادهها موجب بروز خلأ عاطفى مىشود كه نه تنها زن و شوهر را تحت تاثير قرار خواهد داد، بلكه بر نوهها نيز ازجهت روانى و اجتماعى تاثير منفى مىگذارد. آنها نياز دارند با خانوادههاى پدر و مادر خود در ارتباط باشند، وگرنه آنان نيز احساس كمبود عاطفى مىكنند.
پرسش ١. خانواده چه نيازى به روابط خويشاوندى دارد؟
٢. روابط خويشاوندى چه آثارى دارد؟
٣. درباره آسيبهاى روابط خويشاوندى چه مىدانيد؟
٤. تنظيم رابطه صحيح بين دو خانواده چگونه ازآسيبهاى روابط خويشاوندى جلوگيرى مىكند؟