راهنما شناسى - علی نوری، علیرضا؛ صفرعلیپور، حشمت الله - الصفحة ٦٤
به اينكه شهادت دهند معبود، تنها «اللَّه» است و من پيامبر (ص) او هستم و عيسى بنده خدا و مخلوق اوست كه مىخورد و مىآشاميد و سخن مىگفت. گفتند: (اگر مخلوق است) پس پدرش كيست؟ (در اين هنگام) بر پيامبر (ص) وحى نازل شد كه به آنها بگو: درباره آدم چه مىگوييد؟ آيا (چنين نبود كه) آدم، بنده مخلوق خدا بود و مىخورد و مىآشاميد و ازدواج مىكرد؟ پيامبر، اين سؤال را از آنان كرد. گفتند: بله. پيامبر (ص) پرسيد:
پس پدر آدم كيست؟ آنان مغلوب و متحير شدند. خداوند به دنبال آن، اين آيه را نازل كرد: «حكايت عيسى، همانند حكايت آدم است كه او را از خاك آفريد.» «١» و در تمام آن روز، با حضرت مناظره نمودند و چون مناظره به طول انجاميد و ايشان لجاجت در خصومت كردند، آيه مباهله نازل شد. «٢» سپس پيامبر (ص) به آنان فرمود: پس با من مباهله كنيد؛ اگر من راستگو بودم لعنت خدا بر شما نازل شود و اگر كاذب باشم، لعنتش بر من نازل شود. مسيحيان نجران گفتند: با ما از در انصاف در آمدى. سپس قرار گذاشتند كه مباهله كنند. وقتى به خانههاى خود برگشتند سه تن از بزرگان آنان به نام «سيد»، «عاقب» و «اهتم» گفتند: اگر با امّت و قومش به مباهله آيد، مباهله مىكنيم چون مىفهميم كه او پيامبر نيست و اگر با اهل بيت خود به مباهله بيايد، مباهله نمىكنيم چون هيچ كس به زيان زن و بچه خود اقدام نمىكند، مگر اينكه صادق باشد. وقتى صبح شد پيامبر (ص) به همراه على، فاطمه، حسن و حسين عليهم السلام براى مباهله آمدند.
مسيحيان پرسيدند: اينها كيستند؟ جواب داده شد: اين، پسر عمو، وصى و دامادش على بن ابى طالب است و اين، دخترش فاطمه و اين دو فرزندانش حسن و حسين هستند.
مسيحيان، پس از مشاهده اين صحنه گفتند: ما تو را راضى مىكنيم، ما را از مباهله معاف كن. پيامبر (ص) نيز با جزيه، مصالحه كرد وآنان به ديار خود بازگشتند. «٣» آيه شريفه، على (ع) را به منزله خود پيامبر (ص) معرفى مىكند؛ زيرا مراد از «انْفُسَنا» على (ع) است و در اين ترديدى نيست كه پيامبراز تمام مردم افضل و برتراست و على (ع)