راهنما شناسى - علی نوری، علیرضا؛ صفرعلیپور، حشمت الله - الصفحة ٤٦
آن بزرگواران داراى آنچنان مقامات معنوى و كمالات روحى هستند كه مصاديق كامل اين سخن پيامبر اسلام (ص) هستند كه فرمود:
«خداوند بندگانى دارد كه پيامبر نيستند، اما پيامبرى بر آنها رشك مىورزد و غبطه مىخورد.» «١» شبهه دوّم و پاسخ آن «٢» همان گونه كه درگذشته، پيچيدهشدن روابط اجتماعى، اقتصادى و مقتضيات زمان جعل احكام جديد و يا تغيير احكام پيشين را اقتضا مىكرد و اين خود موجب ارسال پيامبر جديدى مىشد، بعد از پيامبر اكرم (ص) هم دگرگونيهاى چشمگيرى رخ داده و روابط اجتماعى و اقتصادى و غير آن پيچيده شده است. از كجا كه اين تحولات روزافزون علمى، فرهنگى، اجتماعى و اقتصادى اقتضاى شريعت جديدى را نداشته باشد؟ و به تعبير جامعتر، با توجه به ختم نبوت و اتمام شريعت، آيين اسلام با مقتضيات زمان و نيازمنديهاى جديد علمى، صنعتى، اقتصادى و بلكه با اين همه نوآوريها و نوگراييهاى جوامع انسانى چگونه برخورد مىكند؟
در پاسخ بايد گفت: اسلام هرگز با پيشرفت علمى، صنعتى، اجتماعى، اقتصادى و هرگونه نوآورى و نوگرايى معقول و پسنديده مخالف نبوده و نيست، بلكه به عكس، دستور اكيد داده كه در پى پيشرفت علمى، فرهنگى و صنعتى برويد و در صدد ساختن آيندهاى بهتر از گذشته باشيد، تا جايى كه اگر انسانى، امروزش با ديروزش فرقى نكند و برايش پيشرفتى حاصل نشود، به فرموده رسول گرامى اسلام (ص) چنين انسانى مغبون بوده و از زندگى بىبهره است. «٣» همان گونه كه قبلًا اشارت رفت بسيارى از احتياجات بشر و امور مربوط به زندگى