راهنما شناسى

راهنما شناسى - علی نوری، علیرضا؛ صفرعلیپور، حشمت الله - الصفحة ٤٨

انسان و تاريخ زندگى او تنها عامل مؤثر عامل توليد اقتصادى است و اين عامل اقتصاد، كه از آن به جبر تاريخ تعبير مى‌كنند، تاريخ، سرنوشت و شخصيت اخلاقى، انسانى او را رقم مى‌زند. آن گاه نتيجه مى‌گيرند، پس هيچ چيز در جهان پديده‌ها و انسان ثابت نيست.
بنابراين اسلام نمى‌تواند به عنوان يك دين كامل جهانى جاويدان باقى بماند! از آنجا كه خصيصه ذاتى مكاتب مادى بويژه كمونيست، خلط حقايق و نتيجه‌گيرى غلط و خلاف واقع است، در اين مسأله هم از اين سنت غلط پيروى كرده، نتيجه غلطى گرفته‌اند. زيرا درست است كه قانون تغيير و تحول عمومى در جهان ماده و طبيعت وجود دارد، اما دايره شمول اين قانون فقط پديده‌هاى مادى است نه مفاهيم غيرمادى و در مقابل، صدها و بلكه هزاران قانون ثابت و پايدار نيز وجود دارد؛ مانند قوانين مربوط به ستارگان و كهكشانها و از جمله آن قوانين، قانون گريز از مركز است كه حكم مى‌كند همه سيارات و ستارگان درمدار معين و ثابتى گردش و حركت كنند و اگر يكى از آنها از مدار حركت خود منحرف شود و باصطلاح به گريز از مركز تن دهد، جهان هستى به نابودى و انفجار دچار مى‌شود و نيز اين كه گندم از گندم برويد و جو از جو و نظاير آنها. پس آنچه در طبيعت متغير است پديده‌هاى مادى است نه قانونها و اسلام از نوع قوانين است نه پديده. زمانى اسلام يا هر قانون ديگر محكوم به زوال و دگرگونى مى‌باشد كه با قوانين حاكم بر طبيعت و پديده‌هاى آن هماهنگ نباشد. در حالى كه اسلام دين فطرت بوده و با قوانين حاكم بر طبيعت و جهان آفرينش هماهنگ است.
پس دين اسلام از آنجا كه از مقوله مفاهيم است مشمول قانون تغيير عمومى حاكم بر جهان مادى نيست و احكام و مقررات كلى اين دين از آنجا كه مطابق با فطرت و هماهنگ با قوانين حاكم بر جهان است، ثابت و تغيير ناپذيرند. آنچه در جهان تغيير مى‌پذيرد موضوعات و پديده‌ها هستند و تشخيص حكم اين موضوعات متغيّر از آن اصول كلى ثابت، توسط مجتهدان دين‌شناس در هر زمان صورت مى‌پذيرد.