راهنما شناسى - علی نوری، علیرضا؛ صفرعلیپور، حشمت الله - الصفحة ٤٩
خلاصه اسلام دين جاويد و جهانى و منطبق با فطرت انسان است و طراوت و نوآورى آن در گذر زمان بيشتر مىشود.
در پاسخ اين شبهه كه قطع ارتباط با غيب از طريق وحى و نبوت نشانگر كاهش ظرفيت روحى و استعداد معنوى و فكرى انسان است؛ چنين مىگوييم كه جريان به عكس آن است، زيرا بشر اين زمان (البته عصر بعد از ظهور اسلام) به مرحلهاى از كمال معنوى و رشد عقلى رسيده است كه با قطع ارتباط مستقيم وحى از طريق پيامبر مىتواند از راه عبادت و بندگى با جهان غيب و خدا ارتباط برقرار كند و به مقام كشف و شهود باطنى برسد و پيوسته اين راه به روى وى باز است.
و نيز اين شبهه كه تغييرات روابط اجتماعى و مقتضيات زمانى، ارسال پيامبر جديدى را ضرورى مىكند، بىاساس است، زيرا احتياجات بشر دونوع است، يك نوع از آن ثابت و پايدار است كه جاى بحثى درآن نيست. سخن در نوع دوم و ناپايدار آن است كه اسلام حاوى كليه اين موارد مىباشد و با بازگذاشتن راه استنباط و اجتهاد، راه حل قطعى براى آن گذاشته است؛ چون فقهاى اسلام و پيشوايان دينى مىتوانند نيازمنديهاى جديد انسان را از طريق استنباط و رجوع به فقه اسلام به دست آورند.
همچنين پاسخ اين اشكال كه جاويد بودن اسلام با قانون تحول و تغيير عمومى، يعنى «جبرتاريخ» نمىسازد، اين است كه چو راهنما شناسى ٥٥ ٢ - از ديدگاه روايات:
ص : ٥٥ ن قوانين دين مطابق فطرت است و هماهنگ با قوانين حاكم بر جهان است تحول و تغيير در آن راه ندارد.
پرسش ١- ويژگيهاى كلى آيين اسلام را بنويسيد.
٢- دو پاسخ شبهه اول را به اختصار شرح دهيد.
٣- پاسخ به شبهه دوم چيست؟ كوتاه بيان كنيد.
٤- مراد از جبر تاريخ در اينجا چيست؟ شرح دهيد.
٥- آيا جاويد بودن دين اسلام با قانون تحول و تغيير عمومى منافات دارد؟