راهنما شناسى - علی نوری، علیرضا؛ صفرعلیپور، حشمت الله - الصفحة ١٠٧
١- على (ع) مىفرمايد:
الْامامَةُ نِظامُ الْأُمَّةِ «١» امامت و پيشوايى، نظام امت است.
از اين روايت نتيجه مىگيريم كه هر امت و قومى بايد امام و پيشوايى داشته باشد تا نظام جامعه و امت از هم گسيخته نشود و وجود امام و پيشوا باعث نظام جامعه و انتظام امور امّت گردد.
٢- حضرت رضا (ع) مىفرمايد:
... مِنْها انَّا لانَجِدُ فِرْقَةً مِنَ الْفِرَقِ وَ لا مِلَّةً مِنَالْمِلَلِ بَقَوْا وَ عاشُوا الّا بِقَيِّمٍ وَ رَئيسٍ لِما لابُدَّ لَهُمْ مِنْهُ فى امْرِالدّينِ وَ الدُّنْيا فَلَمْ يَجُزْ فى حِكْمَةِ الْحَكيمِ انْ يَتْرُكَ الْخَلْقَ مِمَّا يَعْلَمُ انَّهُ لابُدَّ لَهُمْ مِنْهُ وَ لا قِوامَ لَهُمْ الّا بِهِ ... «٢» ما هيچ يك از فرقهها و ملتها را نمىبينيم كه جز به وجود سرپرست و حاكمى، به حيات خود ادامه داده باشد. زيرا براى امور دين و دنيا ناگزير بايد سرپرست و رهبرى باشد، بنابراين از حكمت خداوندى به دور است كه مخلوقات خود را بدون سرپرست بگذارد، با اينكه ميداند وجود چنين شخصى براى آنها ضرورى است علاوه بر اين، در ابواب مختلف فقهى احكامى آمده است كه با نگرشى به آنها درمىيابيم كه امامت و حكومت به مثابه جان و روح آنهاست. به عنوان نمونه:
خطبههاى نماز جمعه كه يكى از شرايط آن «جماعت» است، علاوه بر موعظه و نصيحت مردم و ترغيب آنان به تقوى، مىبايد مسائل سياسى و اجتماعى و امور حكومتى را به مردم گوشزد كرد و در واقع نمازى است كه تركيبى از عبادت و سياست مىباشد.
جمعآورى زكات، اداره و نظارت بر زكات و به مصرف رساندن آن از وظايف حاكم