راهنما شناسى - علی نوری، علیرضا؛ صفرعلیپور، حشمت الله - الصفحة ٤٤
كماليافته امروزى از اين موهبت محروم و درهاى آسمان به روى او بسته باشد؟ آيا واقعاً استعدادهاى معنوى و روحى بشر كاهش يافته و بشريت از اين نظر تنزل كرده است؟
در پاسخ اين شبهه دو جواب مىدهيم:
١- چنانكه قبل از اين گفتيم نه تنها ختم نبوّت دليل بر كاهش استعدادهاى روحى و معنوى انسان نيست بلكه به عكس، دليل روشنى بر كمال معنوى و رشد فرهنگى و بلوغ فكرى و عقلانى او است كه مىتواند ميراث فرهنگى يعنى دين آسمانى خود راحفظ كند و از آن خطمشى بگيرد.
٢- اين شبهه، از اين پندار پديد مىآيد كه ارتباط و اتصال معنوى با غيب مخصوص پيامبران است، و لازمه انقطاع نبوّت بريدهشدن هر گونه رابطه معنوى و روحانى ميان جهان غيب و جهان مادى است.
ليكن اين پندار، بىاساس است؛ زيرا قرآن كريم ملازمهاى ميان اتصال با غيب و نبوت قايل نيست. چه اين كه قرآن از افرادى ياد مىكند كه از زندگى معنوى نيرومندى برخوردار بودهاند، با فرشتگان هم سخن شده و كاراهاى خارقالعادهاى از آنها سرزده بدون آن كه پيامبر باشند.
نمونه بارز آن داستان زندگى مريم، دختر عمران و مادر مسيح (ع)، است كه قرآن داستانهاى حيرتانگيزى درباره او نقل مىكند؛ از جمله اين كه غذايش از جهان غيب مىرسيد و روح (نوعى فرشته) بر او نازل گشت و فرزندش پس از تولد با او سخن گفت و مايه دلگرميش شد و مانند آن. «١» نمونه راهنما شناسى ٤٩ شبهه سوم و پاسخ آن ص : ٤٧ ديگر، داستان مادر موسى است كه قرآن دربارهاش مىفرمايد:
وَ اوْحَيْنا الى امِّ مُوسى انْ ارْضِعيهِ فَاذا خِفْتِ عَلَيْهِ فَالْقيهِ فِى الْيَمِّ وَ لا تَخافى وَ لاتَحْزَنى انَّا رادُّوهُ الَيْكِ وَ جاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلينَ «٢» ما به مادر موسى وحى كرديم كه موسى را شير بده و آن گاه كه بر جان او بيم كردى او را به