راهنما شناسى - علی نوری، علیرضا؛ صفرعلیپور، حشمت الله - الصفحة ١٠١
اگر بندهاى در روز قيامت عمل هفتاد پيامبر را بياورد، خداوند از او قبول نمىكند مگر خدا را ملاقات كند به ولايت من و اهل بيتم.
مراتب انكار امامت با توجه به اهميّت و جايگاه ويژه امامت، انكار امامت انكار امرى مهم و سرنوشت ساز است، بگونهاى كه با هيچ امر ديگرى قابل جبران نيست و موجب محروميّت از فوايد آن مىشود و در بعضى مراتب موجب كفر نيز مىگردد. اكنون مراتب انكار امامت را بررسى مىكنيم:
١- يك مرتبه از انكار ولايت، انكار از روى نادانى و قصور فهم است، بطورى كه فرد منكر، به عقايد باطل خودش يقين دارد و در نظرش اعتقاد به امامت جزو دين نيست.
چنين كسى را در اصطلاح جاهل قاصر مىگويند و مىشود گفت كه بيشتر اهل سنّت در اين قسم مىگنجند. اعمال اين دسته صحيح است، امّا چون راه را گم كرده و به اصطلاح «ضالّند» كارشان با خداوند بوده و ممكن است خداوند متعال براى قبول كردن اعمالشان، بعد از مرگ با عرضه ولايت، آزمايشى از آنان به عمل آورد.
٢- فردى از روى علم و آگاهى منكر امامت باشد، بدون اينكه انكارش از روى لجاجت و عناد باشد، مانند افراد كميابى از عالمان اهل سنّت كه ممكن است با مطالعه روايات موجود در صحاح در زمينه امامت، به حقانيت خلافت بلا فصل على (ع) پى برده باشند، امّا از علم خود پيروى نكنند و در عين حال هيچ گونه محاربه و ناسزاگويى هم نسبت به امامان نداشته باشند.
چنين افرادى بطور قطع فاسقند و از فوايد اعتقاد به امامت مثل قبولى اعمال محرومند و اگر انكارشان به انكار نبوت و رسالت منجر شود، كافر نيز مىباشند، همچنان كه در مورد انكار هر ضرورى دين چنين است. «١»