راهنما شناسى - علی نوری، علیرضا؛ صفرعلیپور، حشمت الله - الصفحة ٢٥
دليل امّى بودن پيامبر اسلام (ص)
الف- صنعت خط، تازه وارد محيط حجاز شده بود و اوضاع چنان بود كه اگر كسى خواندن يا نوشتن مىدانست، در ميان خاص و عام، معروف مىشد و افرادى كه مقارن ظهور اسلام اين صنعت را مىدانستند چه در مكه و چه در مدينه معروف و معدود بودند و نامشان در تاريخ ثبت شده است و اگر رسول خدا در زمره آنان بود، بطور قطع به اين صنعت شناخته مىشد و چون اسمى از آن حضرت در زمره آنان نيست، معلوم مىشود كه او با خواندن و نوشتن سر و كار نداشته است. «١» ب- از تصريح تاريخهاى معتبر اسلامى چنين به دست مىآيد كه رسول خدا در مدينه گروهى «دبير» داشته است. اين دبيران، وحى خدا، سخنان پيامبر، عقود و معاملات مردم، عهدنامهها و پيماننامههاى رسول خدا با مشركان و اهل كتاب، صدقات، مالياتها، غنايم و خمس را ثبت كرده و نامههاى آن حضرت را به اطراف و اكناف مىنوشتهاند، هم اكنون بسيارى از نامههاى رسول خدا در متن تاريخ ثبت شده است كه نام آنها در زير نامه درج گرديده و هيچ يك ازاين نامهها و پيماننامهها را رسول خدا به خط خود ننوشته است. «٢» شهيد مطهرى مىگويد: هيچ يك از مورخان، اعم از مسلمان يا غير مسلمان، مدعى نشده كه آن حضرت در دوران كودكى يا جوانى، چه رسد به دوران كهولت و پيرى كه دوره رسالت است، نزد كسى خواندن يا نوشتن آموخته است و همچنين هيچ كس ادعا نكرده و موردى را نشان نداده كه آن حضرت قبل از دوران رسالت يك سطر خوانده و يا يك كلمه نوشته است. «٣» جان ديون پورت مىنويسد:
«درباره آموزش و تحصيل، آنطورى كه در جهان معلوم است، همه معتقدند كه محمد (ص) تحصيل نكرده است » «٤»