راهنما شناسى

راهنما شناسى - علی نوری، علیرضا؛ صفرعلیپور، حشمت الله - الصفحة ٩٣

ب- شهادت حجرالاسود به امامت امام زين العابدين (ع). چون امام حسين (ع) به شهادت رسيد، محمد حنفيّه در مكّه خدمت امام زين العابدين آمده عرض كرد:
اى برادر زاده، مى‌دانى كه پيامبر (ص) بعد از خود، امامت را به على بن ابى طالب واگذار كرد و بعد از او امام حسن (ع) و پس از آن امام حسين (ع) بود. اكنون كه پدرت شهيد شده، من عموى تو و برادر پدرت و فرزند على هستم و سنّم از تو بزرگتر است. من به امر امامت سزاوارتر از تو هستم و مقصودم آن است كه تو در امر امامت با من نزاع نكنى.
امام فرمود:
اى عمو، از خدا بترس و درباره چيزى كه سزاوارش نيستى، فكر نكن. تو را پند مى‌دهم كه جزو نادانها قرار نگيرى. اى عمو، پدرم قبل از رفتن به عراق به من وصيت كرد و قبل از شهادتش با من عهد و پيمان امامت استوار كرد و اكنون اسلحه پيامبر (ص) نزد من است پس دور اين كار نگرد كه مى‌ترسم عمرت كوتاه شود و زندگانى‌ات مختلّ گردد. خداوند امتناع كرده جز اينكه امامت را در نسل حسين قرار دهد و اگر مى‌خواهى اين مطلب را خوب بدانى، بيا نزد حجرالاسود رويم و از او بخواهيم كه در اين مورد حقيقت را بيان كند.
پس به طرف حجرالاسود رفتند. حضرت امام زين العابدين رو به محمد حنفيه كرد و فرمود:
تو شروع كن و با تضرع و زارى از خدا بخواه تا حجرالاسود را براى تو به سخن درآورد، آن گاه از او پرسش كن.
پس محمد حنفيه با تضرع و ابتهال خدا را خواند، آن گاه حجرالاسود را خواند، ولى از آن جوابى نيامد. حضرت فرمود:
اى عمو، اگر تو وصى و امام بودى، حجرالاسود به تو جواب مى‌داد.
محمد گفت اى برادرزاده، اكنون تو حجر را بخوان و سؤال كن. پس حضرت زين‌العابدين دعا كرده و فرمود:
از تو سؤال مى‌كنم، به حق خداوندى كه عهد و پيمان پيامبران و اوصيا و تمامى مردمان را در تو قرار داد، به ما خبر ده كه وصى و امام بعد از امام حسين (ع) كيست؟