راهنما شناسى - علی نوری، علیرضا؛ صفرعلیپور، حشمت الله - الصفحة ٨٨
٣- باطلها يكى پسازديگرى از صحنه اجتماع بيرونمىروند و پايگاهحق محكم مىشود.
٤- راههاى دين روشن شده، جلوهگر مىشود.
٥- كارها در مجراى خود قرار مىگيرد.
٦- دولت حق پايدار و دشمن مأيوس مىشود.
٧- مؤمن، عزيز و گرامى و فاسق و منافق، خوار و ذليل مىگردد.
امير مؤمنان (ع) در قسمتى از خطبه صفين به فلسفه حقوق متقابل رهبرى و مردم چنين اشاره مىكند:
و در ميان حقوق الهى، بزرگترين حق، حق رهبر بر مردم و حق مردم بر رهبر است؛ حق واجبى كه خداى سبحان، بر هر دو گروه لازم شمرد، و آن را عامل پايدارى پيوند ملّت و رهبر، و عزّت اين قرار داد. پس رعيّت اصلاح نمىشود جز آن كه زمامداران اصلاح گردند، و زمامداران اصلاح نمىشوند جز با رستگارى رعيّت.
و آنگاه كه مردم حق رهبرى را اداء كنند، و زمامدار حق مردم را بپردازد، حق در آن جامعه عزّت يابد، و راههاى دين پايدار و نشانههاى عدالت برقرار، و سنّت پيامبر (ص) پايدار گردد، پس روزگار اصلاح شود و مردم در تداوم حكومت اميدوار و دشمن در آرزوهايش مأيوس مىگردد. «١»