راهنما شناسى - علی نوری، علیرضا؛ صفرعلیپور، حشمت الله - الصفحة ٣٩
ج- على (ع) فرمود:
وَ لَمْ يُخْلِ سُبْحانَهُ خَلْقَهُ مِنْ نَبِىٍّ مُرْسَلٍ ... رُسُلٌ لا تُقَصِّرُبِهِمْ قِلَّةُ عَدَدِهِمْ وَلا كَثْرَةُ الْمُكَذِّبينَ لَهُمْ ... عَلى ذلِكَ نَسَلَتِالْقُرُونُ وَ مَضَتِ الدُّهُورُ وَ سَلَفَتِ الْاباءُ وَ خَلَفَتِ الْابْناءُ الى أَنْ بَعَثَ اللَّهُ سُبْحانَهُ مُحَمَّداً رَسُولَاللَّهِ لِانْجازِ عِدَتِهِ وَ تَمامِ نُبُوَّتِهِ «١» و خداى تعالى بندگان را از وجود پيامبران محروم ننموده ... رسولانى كه كمى ياران و زيادى مخالفان، آنان را باز نداشت ... به همين ترتيب قرنها پىدرپى سپرى شد، روزگارها گذشت، پدران درگذشتند و فرزندان بجايشان نشستند تا اين كه خداوند سبحان براى عملىكردن وعده خود و پاياندادن به نبوتش، رسولش حضرت محمد (ص) را برانگيخت.
د- پيامبر اكرم (ص) مىفرمايد:
انَّما مَثَلى فِى الْانْبِياءِ كَمَثَلِ رَجُلٍ بَنى داراً فَاكْمَلَها وَ حَسَّنَها الّا مَوْضِعَ لِبْنَةٍ فَكانَ مَنْ دَخَلَها وَ نَظَرَ الَيْها فَقالَ ما أَحْسَنَها الّا مَوْضِعَ هذِهِ اللِّبْنَةِ قالَ (ص) فَأَنَا مَوْضِعُ اللِّبْنَةِ خُتِمَ بِىَ الْانْبِياءُ «٢» مثل و موقعيت من در جمع انبيا به مانند فردى است كه خانهاى بنا كرده و آن را كامل و نيك به پايان برده جز جاى يك خشت كه هر كس در آن بنگرد خواهد گفت: چه خانه خوبى جز اين كه جاى اين خشت خالى است (كه خانه بدون آن ناقص است) پيامبر فرمود: من آن خشت آخرينم كه خانه نبوت به من پايان پذيرفت.
٣- دلايل عقلى بر ختم نبوت تجديد نبوتها و بعثتها درگذشته عللى داشته است كه با منتفىشدن آنها، به طور قهرى دليلى بر لزوم بعثت پيامبر جديد نخواهد بود و ختم نبوت امرى حتمى و ضرورى خواهد بود و آن علل مىتواند امور زير باشد:
١- بشر قديم در اثر نداشتن رشد و بلوغ فكرى قادر به حفظ كتاب آسمانى خود نبود