امامت و ولايت - علی نوری، علیرضا؛ صفرعلیپور، حشمت الله - الصفحة ٨٤
اذن خداوند، تحت حاكميّت و تصرّف امام است.
ثبوت ولايت تكوينى براى امام از نظر عقلى هيچگونه مشكلى ندارد؛ زيرا چه اشكالى دارد كه خداوند متعال زمام امور تكوينى را بر عهده فرد لايقى مثل پيامبر (ص) يا امام (ع) بگذارد؛ همان گونه كه اعتقاد ما بر اين است (و آيات و روايات زيادى بر آن دلالت مىكند) كه ملائكه مجارى امور تكوين هستند، همين طور ممكن است خداوند جريان امور تكوينى را به دست حجّت زندهاى بسپارد تا با اذن و قدرت خدا دادى آن را اداره كند.
بنابراين اگر دليلى بر اثبات چنين ولايتى براى امامان معصوم (ع) بود، بايد به آن ملتزم شد. اينك برخى از آن دلايل:
١- آيات و رواياتى دلالت مىكند كه بعضى از افراد توانايى تصرف در عالم هستى را دارند.
در آيهاى از قرآن چنين آمده است:
«قالَ الَّذى عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتابِ انَا اتيكَ بِهِ قَبْلَ انْ يَرْتَدَّ الَيْكَ طَرْفُكَ» «١»
كسى كه مقدارى از دانش كتاب نزدش بود، گفت: من آن (تخت بلقيس در يمن) را براى تو (حضرت سليمان در بيت المقدس) مىآورم، قبل از آنكه چشم بر هم زنى.
طبق اين آيه وزير حضرت سليمان كه به مقدارى از «علم كتاب» آگاهى داشت، توانست در محدودهاى از عالم هستى تصرّف كند. امامان عليهم السلام كه «عالم به همه كتاب» هستند، به طريق اولى توانايى تصرف در عالم هستى را دارند. روايات مختلفى وارد شده كه منظور از «مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ» «٢»
حضرت على و فرزندان معصوم او هستند.
عبداللَّه بن كثير از امام صادق (ع) نقل مىكند كه آن حضرت دستش را بر سينه نهاد و