امامت و ولايت - علی نوری، علیرضا؛ صفرعلیپور، حشمت الله - الصفحة ٤٠
مباهله در اصطلاح متداول، يعنى افرادى كه درباره يك مسأله مهم مذهبى، اختلاف دارند و با هم گفتگو مىكنند و يكى از دو طرف، حق را نمىپذيرد، در يك محل جمع مىشوند و رو به سوى خدا مىآورند و هر كدام، طرف مقابل را نفرين مىكند وپس از پايان اين عمل، بلافاصله، نفرين اجابت مىشود و عذاب خدا بر منكر حق، فرود مىآيد.
اين آيه شريفه، به پيامبر خدا (ص) دستور مىدهد، با كسانى كه استدلالهاى روشن را نمىپذيرند و عيسى را در مقام الوهيت مىبينند، مباهله كن.
در تفسير قمى آمده است: مسيحيان منطقه نجران، به همراه بزرگانشان به حضور پيامبراكرم (ص) رسيدند ... و به رسول خدا گفتند: مردم را به چه چيز دعوت مىكنى؟
فرمود: به اينكه شهادت دهند معبود، تنها «اللَّه» است و من پيامبر (ص) او هستم و عيسى بنده خدا و مخلوق اوست كه مىخورد و مىآشاميد و سخن مىگفت. گفتند: (اگر مخلوق است) پس پدرش كيست؟ (در اين هنگام) بر پيامبر (ص) وحى نازل شد كه به آنها بگو:
درباره آدم چه مىگوييد؟ آيا (چنين نبود كه) آدم، بنده مخلوق خدا بود و مىخورد و مىآشاميد و ازدواج مىكرد؟ پيامبر، اين سؤال را از آنان كرد. گفتند: بله. پيامبر (ص) پرسيد:
پس پدر آدم كيست؟ آنان مغلوب و متحير شدند. خداوند به دنبال آن، اين آيه را نازل كرد: «حكايت عيسى، همانند حكايت آدم است كه او را از خاك آفريد.» «١» و در تمام آن روز، با حضرت مناظره نمودند و چون مناظره به طول انجاميد و ايشان لجاجت در خصومت كردند، آيه مباهله نازل شد. «٢» سپس پيامبر (ص) به آنان فرمود: پس با من مباهله كنيد؛ اگر من راستگو بودم لعنت خدا بر شما نازل شود و اگر كاذب باشم، لعنتش بر من نازل شود. مسيحيان نجران گفتند: با ما از در انصاف در آمدى. سپس قرار گذاشتند كه مباهله كنند. وقتى به خانههاى خود برگشتند سه تن از بزرگان آنان به نام «سيد»، «عاقب» و «اهتم» گفتند: اگر با امّت و قومش به مباهله آيد، مباهله مىكنيم چون مىفهميم كه او پيامبر نيست و اگر با اهل بيت خود به مباهله بيايد، مباهله نمىكنيم چون