امامت و ولايت - علی نوری، علیرضا؛ صفرعلیپور، حشمت الله - الصفحة ١٢٧
مىگويد: بعد از نقل واقعه شب نهر بلخ، حالت ترسى به برادرم دست داد. پس از چندى خدمت امام صادق (ع) رسيديم و در آنجا توبه كرد و به امامت آن حضرت اقرار نمود. «١»
داوود رقى گويد: بر امام صادق (ع) وارد شدم، ناگهان به من فرمود:
اى داوود، اعمال شما روز پنج شنبه بر من عرضه شد و در بين اعمالت صله و احسان تو را درباره پسر عمويت ديدم و باعث خشنودىام شد؛ زيرا احسان تو سبب سرعت اجلش مىشود و روزى تو را هم كم نمىكند .... «٢»
داوود گفت: من پسر عمويى داشتم كه دشمن اهل بيت بود، به من خبر رسيد كه او و عيالش در فشارند، پس دستور دادم براى او احسانى ببرند. پس وقتى خدمت صادق (ع) رسيدم، مرا از آن خبر داد.
فوايد اين نظارت براى اهل ايمان
اگر انسان احساس كند كه كسى او را نمىبيند، چه بسا مرتكب عمل زشتى شود، ولى اگر احساس كند كسى بر او نظارت دارد و اعمالش را به دقّت كنترل مىكند، شرم كرده، مرتكب اعمال زشت نمىشود. اين امر در سرشت انسان نهفته است.
بر اين اساس، اگر مؤمن اعتقاد پيدا كرد كه خداوند و نيز پيامبر و امام (به اذن خدا) ناظر اعمال او هستند و در روز قيامت نيز گواهى خواهند داد، ديگر مرتكب كار زشت نخواهد شد.