امامت و ولايت

امامت و ولايت - علی نوری، علیرضا؛ صفرعلیپور، حشمت الله - الصفحة ٢٤

شد، داراى فرزند بود و براى همين از خدا خواست تا ذريّه او را نيز به اين مقام برساند. در قرآن كريم از زبان حضرت ابراهيم (ع) چنين آمده است: «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذى‌ وَهَبَ لى‌ عَلَى الْكِبَرِ اسْماعيلَ وَ اسْحاقَ انَّ رَبِّى لَسَميعُ الدُّعاءِ» «١» سپاس خداوندى را كه به هنگام پيرى، اسماعيل و اسحاق را به من بخشيد. پروردگارم‌دعاى بندگان را مى‌شنود. پس معلوم مى‌شود كه امامت و نبوّت قابل تفكيك هستند. حضرت ابراهيم (ع) نبوّت داشت، ولى امامت نداشت و در دوران پيرى پس از موفقيّت در آزمايشهاى دوران رسالت، به او عطا شد. اين سخن بدين معناست كه مقام نبوّت مستلزم داشتن مقام امامت نيست، مانند بعضى از پيامبران كه به مقام امامت نرسيدند هم چنانكه ممكن است كسى امام باشد، ولى نبوت نداشته باشد، مانند امامان معصوم (ع). در اصطلاح مى‌گويند: بين نبوت و امامت «عموم و خصوص من وجه» است؛ يعنى ممكن است كسى امام باشد و نبى نباشد و ممكن است كسى نبى باشد و امام نباشد و ممكن است هم نبى باشد و هم امام. نبى كسى است كه وحى بر او نازل مى‌شود و آنچه به وسيله وحى دريافت مى‌كند، چنانچه از او بخواهند در اختيار ديگران مى‌گذارد. رسول كسى است كه مأموريت تبليغ، نشر احكام خداوند و تربيت مردم از طريق تعليم را به عهده دارد. لازمه هيچ يك از آنها، اين نيست كه مردم او را پيشوا دانسته و در ظاهر و باطن از او پيروى كنند اما امام از ماده «امَّ- يَؤُمُّ» و به معناى مقتدا بودن است؛ يعنى امام كسى است كه در تمام شؤون اعم از گفتار، كردار، عمل و عقيده از او پيروى و تبعيت شود و مسؤوليت اجراى قوانين الهى را در جامعه داشته باشد كه تعدادى از پيامبران مانند پيامبر اكرم (ص) هر سه مقام را دارا بودند. «٢» آنچه بايد در اينجا گفته شود، معنا و حقيقت امامت است كه با روشن شدن آن، مرتبه بالاى امامت كه براى پيامبر اكرم (ص) ثابت است روشن مى‌شود. امامت، فقط به معناى‌