امامت و ولايت - علی نوری، علیرضا؛ صفرعلیپور، حشمت الله - الصفحة ١٢٦
نمونه، بريد عجلى مىگويد: نزد امام صادق (ع) بودم پس از مفاد آيه مزبور سؤال كردم.
آن حضرت فرمود:
مقصود خداوند از مؤمنان ما هستيم. «١»
عبدالرحمان بن كثير از امام صادق (ع) نقل مىكند كه آن حضرت در مورد آيه يادشده فرمود:
«هُمُ الْائِمَّةُ تُعْرَضُ عَلَيْهِمْ اعْمالُ الْعِبادِ كُلَّ يَوْمٍ الى يَوْمِ الْقيامَةِ»
مؤمنان همان امامان هستند كه اعمال بندگان تا روز قيامت بر آنان عرضه مىشود. «٢»
محمد بن مسلم وزراره گويند: از امام صادق (ع) سؤال كرديم: آيا اعمال بر پيامبر (ص) عرضه مىشود؟ فرمود: در آن شكى نيست سپس آيه مزبور را تلاوت كرد و فرمود: خداوند گواهانى در روى زمين دارد. «٣»
نمونههايى از نظارت پيامبر وامام بر اعمال مردم
هارون بن رئاب گويد: برادرى داشتم جارودى مذهب- آنان خود را به زيديّه نسبت مىدهند- وقتى خدمت امام صادق (ع) وارد شدم، فرمود:
حال برادرت چگونه است؟ جواب دادم: برادرم نزد قاضى و همسايگان از هر جهت پسنديده است، تنها عيبش اين است كه به امامت شما اقرار نمىكند. امام (ع) فرمود: به چه سبب به ولايت ما اقرار نمىكند؟ عرض كردم: به گمانش روش تقوا و خداپرستى اين است. امام فرمود: كجاست ورع و تقوا در حالى كه در شب نهر بلخ، كار خود را تمام كرد من نيز پس از اين خبر غيبى امام، نزد برادرم رفته وبه وى گفتم: مادر به عزايت بنشيند، قضيّه شب نهر بلخ چه بود؟ سپس سخن امام صادق (ع) را برايش نقل كردم. برادرم گفت: راستى امام صادق تو را خبر داد؟ گفتم: آرى. گفت: شهادت مىدهم كه او امام و حجّت خداست. بعد عمل خلافى را كه در آن شب مرتكب شده بود تعريف كرد و گفت: هيچ كس از آن واقعه با خبر نبود. هارون