امامت و ولايت - علی نوری، علیرضا؛ صفرعلیپور، حشمت الله - الصفحة ٧٧
مَلائِكَتَهُ الْمُقَرَّبينَ وَ أَنْبِيائَهُ الْمُرْسَلينَ وَ أَمَّا عِلْمُهُ الْعامُّ فَانَّهُ عِلْمُهُ الَّذى اطْلَعَ عَلَيْهِ مَلائِكَتَهُ الْمُقَرَّبينَ وَ انْبِيائَهُ الْمُرْسَلينَ وَ قَدْ وَقَعَ الَيْنا مِنْ رَسُولِ اللَّهِ صَلىَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ» «١»
همانا براى خداوند علمى خاص و علمى عام است. علم خاص، علمى است كه ملائكه مقرب و انبياى مرسلش را به آن آگاه نكرده است و علم عامش، علمى است كه ملائكه مقرّب و انبياى مرسلش را به آن، آگاه كرده و اين علم از طريق رسول خدا (ص) به ما رسيده است.
سؤال: اگر امامان عليهم السّلام از غيب آگاهى دارند، چرا گاهى كارهايى از ايشان سر مىزند كه نشانه عدم آگاهى آنان از غيب بوده است، مانند خوردن آب يا غذاى مسموم يا اين كه به برخى از پرسشها پاسخ نمىدادند؟
پاسخ: همان گونه كه يادآورى شد، آگاهى امامان عليهم السّلام از علم غيب، مدلول روايات زيادى است، بگونهاى كه تمام علوم نزد آنان حاضر است و اين بستگى به اراده آنان دارد؛ پيامبر و امامان عليهم السّلام بنا نداشتند در مسائل شخصى از علم
امامت و ولايت ٨٣ ولايت تكوينى امام ..... ص : ٨٣
غيب و نيز قدرت الهى خود، استفاده نمايند و در مواردى با وجود علم كامل به نتيجه و پايان كار، به آن اقدام مىكردند؛ زيرا محو در اراده ذات بارى تعالى بودهاند و اراده و خواست خداوند را بر اراده خود مقدم مىداشتند همچنين بنابر مصالحى به برخى از پرسشها پاسخ نمىدادند.
امام صادق (ع) فرمود:
«اذا ارادَ الْامامُ انْ يَعْلَمَ شَيْئاً اعْلَمَهُ اللَّهُ ذلِكَ» «٢»
هرگاه امام بخواهد چيزى را بداند، خداوند وى را از آن آگاه مىكند.
حسن بن جهم مىگويد: به امام رضا (ع) عرض كردم، براستى اميرمؤمنان على (ع) قاتل خود را مىشناخت و شب قتل و محلى كه در آن كشته مىشود و محلى كه در آن ضربت مىخورد را مىدانست و خودش چون شيون مرغابيان را در خانه شنيد فرمود:
«شيون كنانند كه نوحهگران به دنبال آنهايند» و ام كلثوم به ايشان عرض كرد: كاش امشب