امامت و ولايت

امامت و ولايت - علی نوری، علیرضا؛ صفرعلیپور، حشمت الله - الصفحة ٩٦

دست بر مى‌دارم و به دنبال او مى‌روم. پس تكه‌اى از آهن را براى او گداختم و سرخ كردم و آن را نزديك تنش بردم تا عبرت گيرد. پس همچون بيمار دردمندى به ناله آمد و چيزى نمانده بود كه از اثر آن بسوزد. به او گفتم: اى عقيل، مادران جوان از دست داده در سوگ تو بگريند، از آهن پاره‌اى كه آدمها براى بازى كردن سرخ مى‌كنند، فرياد برمى‌آورى، در حالى كه مى‌خواهى مرا به سوى آتش سوزانى كه خداوند قدرتمند به خاطر خشمش بر افروخته، سوق دهى. تو از اين آتش مى‌نالى و من از آن جهنّم سوزان ننالم؟! «١» د- هماهنگى با پايين‌ترين قشرهاى جامعه: از آنجا كه امام رهبر جامعه است، بايد چنان زندگى كند كه فقيران احساس حقارت نكنند. حضرت على (ع) ضمن نامه‌اى به عثمان بن حنيف، استاندار بصره چنين مى‌نويسد: چه دور است كه هواى نفس بر من پيروز شود و حرص زياد مرا به برگزيدن طعامها وادارد، در حالى كه شايد در حجاز يا يمامه كسى باشد كه آرزوى يك قرص نان را داشته و سير شدن رابه ياد ندارد يا چه دور است كه من با شكم پر بخوابم و پيرامون من شكمهاى گرسنه و جگرهاى گرم (تشنه) باشد. آيا به القاب «اميرمؤمنان و زمامدار مسلمانها» بسنده كنم، در حالى كه در رنجهاى روزگار با آنان همدرد نبوده يا در تلخى زندگى پيشاپيش آنان نباشم؟ «٢» و جاى ديگرى فرمود: خداوند بر پيشوايان دادگر فرض كرده است كه زندگى خود را با طبقه ضعيف تطبيق دهند كه رنج فقر، مستمندان را ناراحت نكند. «٣» نقش امام در رهبرى جهاد اسلامى‌ بعد نظامى اسلام، با عنوان مقدس جهاد معرفى مى‌شود. جهاد از عبادات و از فروع مهم دين اسلام بوده و مجاهد كسى است كه در پاسدارى از دين و سرزمين اسلام، با دشمنان خدا مبارزه مى‌كند. امام بحق، مسؤول كل و فرمانده عالى مجاهدان فى سبيل اللَّه‌