امامت و ولايت - علی نوری، علیرضا؛ صفرعلیپور، حشمت الله - الصفحة ٨٥
فرمود: سوگند به خدا، دانش كتاب نزد ماست. «١»
ابن ابى بكير مىگويد: در محضر امام صادق (ع) بودم كه از حضرت سليمان و علم و حكومتى كه خدا به او عطا كرده، سخن به ميان آمده امام (ع) فرمود:
«وَ ما أُعْطِىَ سُلَيمانُ بْنُ داوُد؟ انَّما كانَ عِنْدَهُ حَرْفٌ واحِدٌ مِنَ الْاسْمِ الْاعْظَمِ وَ صاحِبُكُمُ الَّذى قالَ اللَّهُ: «قُلْ كَفى بِاللَّهِ شَهيداً بَيْنى وَ بَيْنَكُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ وَ كانَ وَاللَّهُ عِنْدَ عَلِىٍّ عِلْمُ الْكِتابِ» «٢»
خدا چه چيز به سليمان بن داوود عطا كرده است؟ فقط يك حرف از اسم اعظم در نزد او بود، درحالىكه صاحب شما كسىاست كه خدا فرمود: «بگو كفايت مىكند كه خدا شاهد بين من و شماست و كسى كه در نزد او علمكتاباست.» به خداقسم علم (همه) كتاب در نزد على (ع) بود.
٢- معجزات و كارهاى شگفتانگيزى كه از آن بزرگواران به ظهور رسيده، دلالت بر ولايت آنان بر عالم تكوين دارد، از جمله:
ابو بصير مىگويد: بر امام باقر و امام صادق (ع) وارد شدم و گفتم: آيا شما وارث رسول خدا (ص) هستيد؟
فرمود: بله. عرض كردم: پس رسول خدا (ص) وارث پيامبران گذشته بود و تمام دانش آنها را داشت؟ فرمود: بله. گفتم: آيا شما بر زنده كردن مردگان و شفاى جذاميها و برصيها، توانا هستيد؟ فرمود: به اذن خداوند بله. سپس فرمود:
اى پسر محمّد نزديك من بيا، پس دستش را بر چشم و صورتم كشيد- ابوبصير نابينا بود- پس خورشيد و آسمان و زمين و خانهها وهر چيزى كهدر خانه بود، ديدم. فرمود: آيا دوست دارى به همين وضع- بينايى- باشى امّا مانند مردم سود و زيانت در روز قيامت به عهده خودت باشد يا مىخواهى به حالى كه بودى برگردى و بهشت بطور خالص براى تو باشد؟
گفتم به حالى كه بودم بر مىگردم. پس حضرت دست به چشمم كشيد و به حال اول (كورى) برگشتم. «٣»