امامت و ولايت - علی نوری، علیرضا؛ صفرعلیپور، حشمت الله - الصفحة ٣٠
نمىشود و جامعه صالح، جز در پرتو اجراى قوانين الهى شكل نمىگيرد و اجراى آنها، نيازمند به شخصى است كه خودش در مرحله اول، عالم و عامل به آن باشد واز لغزش و خطا محفوظ باشد تا آن را بطور دقيق اجرا كند و حق هر صاحب حقّى را ادا نمايد و گرنه آن قوايى كه براى رسيدن هدف كمال در وجود انسان گذارده شده، بطور كامل به ظهور نمىرسد و لازم مىآيد كه ايجاد آنها از ناحيه خداوند متعال لغو باشد و او حكيم است و صدور كار لغو از خدا، محال است. امام رضا (ع) به روايت فضل بن شاذان، چنين فرمود:
«و يكى از علّتهاى تعيين اولىالامر از طرف خداوند، آن است كه آنها را در امور دين و دنيا كه لازم دارند، سرپرستى و رياست كند. پس حكيم با توجه به حكمتش، امكان ندارد انسانها را از چيزهايى كه مىداند به آنها نيازمندند و قوام آنها جز به آن نيست، محروم رها كند.» «١»
ج- نياز دين به تفسير و تبيين:
خداوند، اسلام را به عنوان يك دين كامل به پيامبر وحى كرد و دستورى از اسلام ناگفته به پيامبر باقى نماند، ولى آيا از دستورات اسلام، نگفته به عموم مردم باقى مانده يا نه؟ اهل تسنن، حرفشان اين است كه دستورات اسلام هر چه بود، همان بود كه پيامبربه اصحابش گفت. بعد در مسائلى كه در مورد آنها از اصحاب هم چيزى روايت نشده، گير مىكنند كه چه كار كنند و پاى قياس را به ميان مىكشند، ولى شيعه مىگويد: نه خدا دستورات اسلام را ناقص به پيامبر (ص) وحى كرد و نه پيامبر (ص) آنها را ناقص براى مردم بيان كرد، پيامبر كاملش را بيان كرد، اما آنچه پيامبر كامل بيان كرد، همه آنهايى نبود كه به عموم مردم گفت (بسيارى از دستورات بود كه موضوع آنها در زمان پيامبر (ص) پيدا نشد و بعد سؤالش را مىكردند) اما رسول خدا (ص) همه دستوراتى را كه از جانب خدا بود، به شاگرد خاصّ خودش (على عليه السلام) گفت و به او گفت: شما براى مردم بيان كن. «٢»
پاسخ به يك شبهه: آيا امكان ندارد بدون امام معصوم، احكام و قوانين شريعت در بين بشر محفوظ بماند، به اين صورت كه هر دستهاى از مردم، حافظ يك سلسله از احكام باشند؟