امامت و ولايت - علی نوری، علیرضا؛ صفرعلیپور، حشمت الله - الصفحة ١٣٢
بِجَهالَتِنا، مَنْ عَرَفَنا كانَ مُؤْمِناً وَ مَنْ أَنْكَرَنا كانَ كافِراً وَ مَنْ لَمْ يَعْرِفْنا وَ لَمْ يُنْكِرْنا كانَ ضالًاّ حَتّى يَرْجِعَ الَى الْهُدَى الَّذى افْتَرَضَ اللَّهُ عَلَيْهِ مِنْ طاعَتِنَا الْواجِبَةِ فَانْ يَمُتْ عَلى ضَلالَتِهِ يَفْعَلُ اللَّهُ بِهِ ما يَشاءُ» «١»
ما كسانى هستيم كه خداوند اطاعت ما را واجب كرده است مردم نسبت به معرفت ما در وسعت نيستند (بايد ما را بشناسند) و در جهالتشان نسبت به ما، معذور نيستند. كسى كه ما را بشناسد مؤمن است و كسى كه ما را انكار كند كافر است و كسى كه ما را نشناسد و ما را انكار نكند، گمراه است تا برگردد به هدايتى كه خدا بر او واجب كرده از اطاعت واجب ما پس اگر در همان گمراهىاش بميرد، خداوند آنچه بخواهد با او مىكند.
بديهى است كه احكام هر سه مرتبه ياد شده از اين روايت استفاده مىشود.
منكر بعضى از امامان همانند منكر همه آنهاست
حسن بن على وشّا گويد: حضرت رضا (ع) مرا وقتى كه در مرو بوديم نزد خود خواند و فرمود:
اى حسن، على بن ابى حمزه بطائنى امروز مرد و همين ساعت او را دفن كردند. دو فرشته در قبرش داخل شدند و سؤال كردند: پروردگارت كيست؟ گفت: اللَّه تعالى. گفتند: پيامبر تو كيست؟ گفت: محمّد صلى اللَّه عليه و آله. گفتند: ولىّ (امام) تو كيست؟ گفت على بن ابى طالب (ع). گفتند: بعد از او كيست؟ گفت: حسن (ع). پس يك يك امامها را گفت تا به موسىبن جعفر (ع) رسيد. پرسيدند: بعد از موسى بن جعفر كيست؟ سخن در دهان گردانيد و جواب نگفت: زجرش دادند و گفتند: بگو امام بعد كيست؟ او سكوت كرد. فرشتگان گفتند: آيا موسى بن جعفر تو را به اين عقيده امر كرده است؟! پس با عمودى از آتش او را زدند و قبر او را تا روز قيامت از آتش برافروختند. سپس من از نزد آقايم بيرون آمدم و آن روز را تاريخ گذاشتم. پس چند روزى نگذشت كه خبر مرگ بطائنى به وسيله نامههايى از كوفه به من رسيد كه در همان روزى كه حضرت خبر داد واقع شده بود و در همان ساعتى كه حضرت خبر داده بود، او را دفن كرده بودند. «٢»