جنبشها و نهضتهاى سياسى اسلام معاصر - شیرودی، مرتضی - الصفحة ٢٧
به قرآن، سُنّت معتبر و سيره سَلف صالح در عين استفاده از دستاوردهاى مثبت تمدن بشرى مىدانست. به همين جهت نام آن را «جنبش سلفيه» گذاردهاند. «١» سيّد جمال همواره مذهب و مليتش را- كه شيعه ايرانى بود- پنهان نگاه داشت تا مانعى در جهت ايجاد تحرك لازم به منظور اتحاد سياسى جهان اسلا جنبشها و نهضتهاى سياسى اسلام معاصر ٣٢ ٦ - جنبش مهدى سودانى ص : ٣١ م در بين مسلمانان عرب سُنى عليه استبداد داخلى و استعمار خارجى فراهم نيايد. او براى نيل به اين مقصود، علاوه بر بهرهگيرى از صفات طبيعى خويش (مانند هوش و استعداد شگرف) و نيز مزاياى اكتسابى (مانند بينش عميق اسلامى و آشنايى با چند زبان خارجى)، مسافرتهاى متعددى را به آسيا، آفريقا و اروپا انجام داد و با زبان و قلم تواناى خود در جهت ارتقاء آگاهى سياسى كه به نظر وى شرط لازم براى شركت فعالانه مردم در سياست و در نتيجه تحصيل مجد و عظمت از دست رفته مسلمانان محسوب مىشد، گام برداشت. «٢» سيّد جمال، استبداد حكّام داخلى، استعمار خارجى، جهالت و بىخبرى، عقبماندگى علمى و تمدّنى، فاصله گرفتن از اسلام نخستين، نفوذ خرافات در انديشههاى مسلمين، جدايى دين از سياست، فرقهگرايى بين علما و زمامداران اسلامى، مليتگرايى، تعصبات قومى، نژادى، از خودبيگانگى و خودباختگى در برابر غرب، رد و انكار امور دنيايى و ترك فضائل اخلاقى را مهمّترين دردهاى جامعه اسلامى تشخيص داد، و مبارزه جدّى با خودكامگى مستبدان داخلى، جهاد همهجانبه عليه استعمار خارجى، بازگشت به اسلام اصيل و دور ريختن خرافات، تلاش در جهت كسب فضائل اخلاقى، مجهز شدن به علوم و فنون جديد، ايمان و اعتقاد به توانايى اسلام بر نجات مادى و معنوى آنان، ايجاد پيوند بين دين و سياست، اتحاد سياسى جهان اسلام و ... را درمان آن دردها مىدانست. «٣»