جنبشها و نهضتهاى سياسى اسلام معاصر - شیرودی، مرتضی - الصفحة ١٦٩
نسلكشى بىرحمانهاى از مسلمانان دست زدند. ادامه اين سياستها در سالهاى بعد، منجر به فرار حدود چهارميليون مسلمان بوسنيايى به قسمتهاى مركزى امپراتورى عثمانى و تركيه گرديد. تعدادى كه هم در آن سرزمين باقى ماندند، همواره در معرض شكنجه و مرگ قرار داشتند. «١» در هرج و مرج ناشى از جنگ جهانى دوم، صربها بار ديگر سياست برترى نژادى را به مرحله اجرا گذاشتند و با تشكيل سازمانى به نام «چتنيك» و با شعار «صربستان بزرگ» «٢» بيش از صدهزار نفر از مسلمانان بوسنى را قتلِ عام كردند. شبه نظاميان افراطى صرب «چتنيكها» على رغم مقاومت مسلمانها، اقدام به كشتار جمعى آنها از طريق، سربريدن، خفه كردن و سپس مثله كردن، پوست كندن و سوزاندن اجساد مردگان كردند. بدينوسيله يكى از فجيع ترين جنايتها را در تاريخ بشرى آفريدند. چنين فاجعه اى بار ديگر با اعلام استقلال بوسنى و هرزگوين در سال ١٣٧١ ه. ش./ ١٩٩٢. تكرار شد. بنابراين، مقابله مسلمانها با برترى نژادى، عاملى در بقاى اسلام و جنبش اسلامى در بوسنى و هرزگوين به شمار مىرود. «٣» ٢- دفاع از هويت مستقل و اسلامى: غربيها از تشكيل يك كشور مسلمانِ مستقل در قلب اروپا ناخشنودند. آنها بر اساس يك سنت تاريخى- همانند اندلس- از نفوذ اسلام در هر يك از مناطق ارضى نزديك به خود بيمناكند. از اين رو هر گونه تقاضا يا اقدام مسلمانان در جهت استقلال يا خودمختارى در اين مناطق با سركوب شديد آنها مواجه گرديده است. به عنوان مثال پس از جنگ جهانى دوم حكومت كمونيستى تيتو در واكنش به تقاضاى خودمختارى مسلمانان، حدود دويست هزار مسلمان را در كنار «رودخانه درينا» به قتل رساند، پس از آن نيز مسلمانان را از سهيم شدن در قدرت