جنبشها و نهضتهاى سياسى اسلام معاصر - شیرودی، مرتضی - الصفحة ٢٥
٢- زمانى كه امپراتورى عثمانى به علت ضعف، نيازمند هميارى مسلمين بود، جنبش ضد عثمانى وهابيت شكل گرفت و بدينسان سبب تضعيف بيشتر آن دولت گرديد. اين موضعگيرى همسو با سياست انگلستان بود كه آرزوى تجزيه عثمانى را داشت، همان سياست (ضديت با تجديد عظمتِ اسلامى) همچنان پيگيرى مىشود. «١» تأثير جنبش وهابيت بر جنبشهاى سياسى اسلامى معاصر مُسلّم است، به گونهاى كه شكست نهضتهاى اصلاحطلبى اسلامى و افول انديشه اصلاح در جهان اسلام به علت نفوذ انديشههاى ارتجاعى و واپسگرانه وهابيت بوده است. «٢» حتّى وهابيت جديد كه از دهه دوم قرن چهاردهم هجرى شمسى آغاز شده است، علاوه بر بىتفاوتى سياسى نسبت به غرب، ضديت با دستاوردهاى تمدن جديد غربى را نيز كنار گذاشته و به شدت به مصرف كالاىهاى غربى روى آورده است. «٣» ولى همچنان خود را مؤمن و مجرى قوانين اسلام نخستين نشان مىدهد. «٤» ٢- جنبش شاه ولىاللّه دهلوى با مرگ «اورنگ زيپ»، امپراتور هند، در ١٠٨٦ ش. امپراتورى مسلمانان هند نيز رو به ضعف گذاشت و هرج و مرج داخلى براى تصاحب قدرت بين حكام ولايات آغازشد.
همچنين روابط اين امپراتورى با قدرتهاى مسلمان ديگر (عثمانى و ايران) به سردى گراييد و نيز به تدريج هجوم استعمار اروپايى به هند و كشورهاى اسلامى شروع گرديد. در چنين