جنبشها و نهضتهاى سياسى اسلام معاصر - شیرودی، مرتضی - الصفحة ١٢٩
همه پرسى ١٣٦٩ ه. ش./ ١٩٩٠ م. به رياست جمهورى تركمنستان برگزيده شد. «١» امپراتورى تزارها، از سياست اسلام زدايى پيروى كرد، ولى استراتژى كمونيستها محو دين از جامعه شوروى سابق بود. امّا هم تزارها وكمونيستها به اين نتيجه دست يافتند كه محو اسلام و نابود ساختن دين غيرممكن است. بنابراين به همسو كردن اسلام و دين با سياستهايشان پرداختند، در اين راستا به تقويت اسلام بى تفاوت، غير انقلابى و مسالمت جو دست زدند، و به منظور ظاهرسازى و براى جلوگيرى از قيامهاى مردمى به تعدادى از مسلمانان سازشكار، مشاغل دولتى و حساس اعطا كردند، به عنوان مثال (على آقا شيخلينسگى» به مقام ژنرالى توپخانه در ارتش تزار دست يافت و «سلطان گاليف» به هيأت مشاورين «استالين» منصوب شد و «حيدر على اف» شغلى در كميته مركزى حزب كمونيست دريافت كرد.
سياست مزبور هم اكنون نيز با كنار گذاشتن عناصر و گروههاى انقلابى مسلمان ادامه دارد. بر اين اساس به «بيرليك» (جنبش دموكراتيك اسلامى ازبكستان) اجازه فعاليت داده نشد، و رهبرى «جنبش تجديد حيات اسلامى تاجيكستان» پس از برپا نمودن تظاهرات ضد دولتى ١٣٦٩ ه. ش./ ١٩٩٠ م. تحت پيگرد قانونى قرار گرفت. چنين سياستى مشكل فقدان رهبرى واحد كه جنبش اسلامى آسياى مركزى و قفقاز از آن رنج مىبرد، را دو چندان مىسازد. «٢» نتيجه اينكه دشمنان مسلمانها براى كاهش يا نابودسازى آثار فعاليتهاى اسلامى به اقداماتى چون ناديده گرفتن حقوق سياسى و اجتماعى مسلمانان، جلب آراى آنان با فريب، استحاله اسلام انقلابى و منع فعاليت سياسى مسلمين دست زده اند.