حاكميت دينى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٩١
اصيل انسانى و الهى- است، در گزينش زمامداران و مديران هيچگونه ضوابط و شرايط خاص اخلاقى و انسانى از قبيل: عدالت، تقوا، سوابق درست و مانند آن لحاظ نمىشود.
در نظام دموكراسى غربى تفاوت نمىكند فرد منتخب يك هنرپيشه معروف و بدسابقه سينما باشد، يا يك چهره سياسى برجسته. اين خود زمينه هرگونه سوء استفاده سياسى، اقتصادى و غير آن را براى مديران اجرايى كشور فراهم مىكند.
٣- ديكتاتورى و استبداد اكثريت: اصل تفوق اكثريت در نظام دموكراسى غربى موجب مىشود كه اكثريت (يعنى نصف به علاوه يك) خود را در همه زمينههاى سياسى، اقتصادى، فرهنگى و غير آن صاحب حق مطلق و مالك الرقاب پنداشته، و براى اقليت در هيچ زمينهاى حقّى قايل نشود. اين همان ديكتاتورى و استبداد از نوع ديكتاتورى و استبداد اكثريت است. «١» ٤- آميختگى دموكراسى غربى با روحيات استكبارى و حقستيزى: با مرورى بر عملكرد گذشته و حال طلايهداران دموكراسى در غرب، اين حقيقت به روشنى بدست مىآيد كه ميان آنچه كه توسط رسانههاى تبليغاتى جهان در تجليل دموكراسى غربى مطرح مىشود، و ميان آنچه وجود دارد تفاوت از زمين تا آسمان است. دموكراسى در كشورهاى غربى، بويژه در خارج از مرزهاى خود، پيامدهاى دردناك و تلخى براى بشريت داشته است. از جمله: داشتن حق نامشروع و ضد دموكراسى «وتو» در مهمترين مركز تصميمگيرى جهانى «سازمان ملل و شوراى امنيت»، و اعمال آن در رد و ابطال هرگونه قوانين خيرخواهانه و بشردوستانه، عدلستيزى، مردم آزارى، استعمار و استثمار تودههاى مستضعف، و به يغما بردن منابع حياتى آنها، تبعيض نژادى، تحريف واقعيتها و تفسير و تحليل وقايع به ميل خود و در جهت تأمين منافع نامشروع خويش، سركوب هرگونه نهضتهاى استقلالطلب و آزادىخواه، مبارزه با ملتها و دولتهاى انقلابى، تقويت و حمايت همهجانبه از دولتهاى نژادپرست، استبدادى و ضد مردمى،