حاكميت دينى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١١١
فقها را منصوب كردهاند، كه در اين صورت مطلوب ثابت مىشود. «١» حكومت و ولايت فقيه در انديشه علامه شعرانى حكيم فرزانه، علامه ميرزا ابوالحسن شعرانى از انديشمندان نامور معاصر است كه در كتابهايش از جمله در شرح تبصره علامه حلى، تعليقه اصول كافى بويژه در كتاب «نثر طوبى يا دائرةالمعارف قرآن مجيد» درباره حكومت و ولايت بحث مفصلى كرده، و ضرورت حكومت و ولايت فقيه در عصر غيبت را به اثبات رسانده است. در اينجا قسمتى از سخنان او را مىآوريم.
وى پس از بحث درباره حكومت آرمانى و بىنقص «مدينه فاضله» چنين مىنويسد:
«آنچه كه گذشت در مورد حكومت آرمانى و بىنقص و مدينه فاضله (حكومت معصوم عليه السلام) بود، اما از آنجا كه در زمان غيبت معصوم عليه السلام بهسر مىبريم بايد ديد كه در زمان غيبت چه بايد كرد؟ آيا در شرع رها كردن امور جامعه بدون سرپرست تجويز شده يا اينكه هر حاكمى قدرت را بهدست گرفت حكمش نافذ است؛ يا اينكه با توجه به شرايط و صفاتى بايد حاكمى برگزيد؛ يا اين كه خود معصومين عليه السلام افرادى را به عنوان حاكم برگزيدهاند يا ...؟
به هر حال بايد ديد نزديكترين سيستم حكومتى به حكومت معصوم (مدينه فاضله) چيست؟ ابتدا بايد گفت مسلماً شرع نمىتواند جامعه را در حال هرج و مرج و اختلال نظام رها كرده و جامعه مسلمين را به دست توفان حوادث و جدال مدعيان حكومت و رياستطلبان رها نمايد.
يكى از حوايج ضرورى مردم وجود اولىالامر است تا نظم را نگه دارد و راهها را امن گرداند و اشرار را به مجازات رساند و اولوالامر قدرت و لشكرى خواهد تا اشرار از او بترسند و مال، تا لشكر را نفقه دهد ... ناچار كسى بايد متصدى گردد. پس لاجرم نوعى حكومت و سرپرستى به نحو وجوب كفايى تجويز و بلكه واجب و لازم شمرده شده است ... حكم و داورى و امورى كه قابل تصدى (در زمان غيبت) است به فرد عالم به احكام اسلام و عادل واگذار شود (فقيه عادل)، يعنى ولايت فقيه ... بايد عادل و عالم به احكام شرع باشد تا تصرفش صحيح و حكمش نافذ گردد.» «٢»