حاكميت دينى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٣٠
خداترسى، شجاعت و دليرى، بينش سياسى- اجتماعى، بردبارى و شكيبايى، گذشت و اغماض، شرح صدر و ظرفيت روحى، مردمدارى و فروتنى، روحيّه سازشناپذيرى در برابر دشمن، قاطعيّت در اجراى احكام و حدود الهى، مقبوليت و محبوبيت مردمى، قدرت اداره امور و تدبير. «١» در اينجا دو نكته لازم به ذكر است:
١- آنچه در بالا آورديم شرايط و ويژگيهايى است كه در متون اسلامى بدانها تصريح شده است، علاوه بر آنها صفات عمومى ديگرى نظير عقل، علم، قدرت، امانت، سلامت جسمى براى حاكم شرط دانسته شده كه نزد همه ملل دنيا معتبر است.
٢- اسلام شناسان، با الهام از متون اسلامى ضمن لازم دانستن صفات ياد شده براى حاكم اسلامى، نداشتن برخى صفات رذيله را نيز شرط دانستهاند. مانند بخل، حرص، طمع، ناآگاهى نسبت به مسايل سياسى و اجتماعى، و به تعبير ديگر، سادهلوحى و زودباورى، جفاكارى و خشونت، زبونى و ترسويى و غير آن. «٢» چنانكه حضرت على عليه السلام خطاب به مسلمانان مىفرمايد:
«شما بخوبى مىدانيد كه جايز نيست براى كسى كه حاكم بر ناموس، جان و مال مردم بوده، و اموال عمومى و احكام و رهبرى آنان را برعهده دارد، «بخيل» باشد كه در اين صورت به اموال آنان آزمند مىگردد، و نه «ناآگاه و جاهل»، كه با نادانى (و سادهلوحى) خود آنان را به گمراهى مىكشاند، و نه «جفاكار»، كه با جفاى خويش، رابطه خود با آنان (مردم) را مىگسلد، و نه «حيف و ميلكننده بيتالمال» كه در اين صورت دستهاى را به خود نزديك كرده، و دسته