حاكميت دينى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٨٦
تجاوز نمىكنند. «١» ب- حقوق و آزاديها در قانون اساسى در قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران كه از اصول و مبانى اسلامى گرفته شده است موارد بسيار زيادى به حقوق و آزاديهاى ملت اختصاص يافته است. اگر مقايسهاى ميان حقوق و آزاديها در قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران و ميان حقوق و آزاديها در قانون اساسى ساير كشورها از جمله آمريكا، فرانسه و انگليس صورت گيرد روشن خواهد شد كه در هيچ يك از قانونهاى اساسى ياد شده به اندازه قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران نسبت به حقوق و آزاديهاى افراد در راه رشد فضايل اخلاقى و تعالى و تكامل معنوى تأكيد نشده است.
اينك بخشى از اصول و مواد قانون اساسى در رابطه با حقوق و آزاديها:
١- بند ٦ از اصل دوم: كرامت و ارزش والاى انسان و آزادى توأم با مسؤوليت او در برابر خدا را يكى از پايه هاى اصلى نظام جمهورى اسلامى مىشناسد.
٢- بخش ج از اصل دوم: نفى هر گونه ستمگرى و ستم كشى و سلطه گرى و سلطه پذيرى، كه راه را بر استقرار و اعلام حقوق و آزاديهاى اساسى هموار مىسازد.
٣- بند يك از اصل سوم: ايجاد محيط مساعد براى رشد فضايل اخلاقى بر اساس ايمان و تقوا و مبارزه با كليه مظاهر فساد و تباهى، توجه به امكان استفاده افراد از حقوق و آزاديها براى سالم سازى محيط از وظايف دولت جمهورى اسلامىشمرده شده است.
٤- بند ٢ از اصل سوم: بالا بردن سطح آگاهيهاى عمومى در همه زمينه ها با استفاده صحيح از مطبوعات و رسانههاى گروهى و وسايل ديگر.
٥- بند ٣ از اصل سوم: آموزش و پرورش و تربيتبدنى رايگان براى همه، در تمام سطوح و تسهيل و تعميم آموزش عالى. با گسترش آموزش مقدماتى، متوسطه و عالى كه موجب شناخت افراد كشور نسبت به حقوق خود خواهد شد.
٦- بند ٥ از اصل سوم: طرد كامل استعمار و جلوگيرى از نفوذ اجانب. وظيفهاى كه در اين بند براى دولت جمهورى اسلامى تعيين شده بخاطر آن است كه با حضور استعمار و با نفوذ اجانب، به هر طريق و روشى كه باشد نمىتوان براى ملّت انتظار تأمين حقوق و آزاديها را داشت.
٧- بند ٦ از اصل سوم: محو هرگونه استبداد و خود كامگى و انحصار طلبى.
٨- بند ٧ از اصل سوم: تأمين آزاديهاى سياسى و اجتماعى در حدود قانون، چنانكه