حاكميت دينى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٦
بخش اوّل دين و سياست جداانگارى دين و دنيا! برخى بر اين باورند كه دين از دنيا جداست، و نبايد دين و مقدّسات دينى را با دنيا و مسائل دنيوى درآميخت، و اهداف عالى و تعالى بخش دين را خرج دنيا كرد، تا در نتيجه از آن اهداف عالى دينى و قدسى باز ماند. «١» شبهه «جدا انگارى دين از دنيا» كه بر گردان واژه «سكولاريسم»، يا «سكولاريزم» است، از جمله شبهات مهمى است كه از روزهاى آغازين پيروزى انقلاب اسلامى و شكلگيرى نظام مقدس «جمهورى اسلامى ايران» از سوى غربباوران مسلمان و روشنفكران غربزده داخلى و خارجى به طور مكرّر در رسانهها، مجلّات، كتابها و يا به صورت مصاحبهها و سخنرانيها و غير آن طرح شده و مىشود. «٢» از آنجا كه خاستگاه اوليه انديشه سكولاريستى غرب و مسيحيت بوده است، و جزو فرهنگ وارداتى از غرب به جوامع شرقى و اسلامى از جمله جامعه ايران به حساب مىآيد، ضرورت دارد به عنوان پيشدرآمد پاسخ شبهه مزبور ابتدا درباره سكولاريسم در غرب و چگونگى شكلگيرى آن در آن ديار بحث كوتاهى داشته باشيم، آنگاه ببينيم