حاكميت دينى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٨٩
اجرا ميان كشورهاى غربى وجود دارد، نه ميسر است و نه لازم. «١» از اين رو، در اينجا تنها به ذكر اصول و مبانى كلى دموكراسى كه تقريباً مورد پذيرش همه جوامع غربى است اكتفا كرده، به بررسى آن مىپردازيم:
اصل اول: مشاركت شهروندان در تصميمگيريهاى سياسى. شركت و دخالت هر شهروند در اتخاذ تصميمات سياسى از مهمترين اصول دموكراسى غرب محسوب مىشود. اين مشاركت ممكن است به صورت مستقيم صورت گيرد، يعنى تمامى شهروندان در كليه تصميمگيريها از طريق رفراندوم و انتخابات دخالت داشته باشند؛ يا به صورت غير مستقيم و توسط نمايندگانى كه برمىگزينند.
اصل دوم: مساوات و برابرى ميان شهروندان. طرفداران اصل مساوات و برابرى در غرب، در مقابل مخالفان اين نظريه كه آنها نيز كم نيستند مىگوين حاكميت دينى ١٠٠ ولايت يا وكالت؟
ص : ٩٩ د: مردم حداقل در زمينههاى زير از حقوق مشترك و برابر برخوردارند. برابرى سياسى در انتخاب كردن و رأى دادن، و نيز در انتخاب شدن و نيل به منصبها و مشاغل سياسى- اجتماعى، برابرى در مقابل قانون، برابرى فرصتها در نشان دادن لياقتهاى ذاتى خود. به اين معنى كه دولت موظف است براى همه مردم فرصتهاى شغلى مساوى فراهم كند، برابرى اجتماعى و برابرى اقتصادى.
اصل سوم: آزادى. از ديگر اصول اساسى دموكراسى در غرب، آزادى است. آزادى را اين طور تعريف كردهاند كه هر فرد در رابطه با فعاليتهاى معين آنگونه كه خود مىخواهد بتواند بدون محدوديتهاى بارز عمل كند. «٢» اصل چهارم: سيستم نمايندگى است كه از پايههاى مهم دموكراسى بشمار مىآيد، و