حاكميت دينى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٣٢
ملكه عدالت و تقوا انسان مؤمن را از ارتكاب هرگونه زشتى و گناه كوچك و بزرگ بازداشته، و از انجام هرگونه ظلم و ستمى به ديگران مصون و برحذر مىدارد.
در غير اينصورت، سپردن زمام امور مسلمانان به دست شخصى كه توانايى خويشتن دارى در برابر گناه و ستم را ندارد و ممكن است دست به هر كار زشت و ناپسندى بزند، از نظر عقل مردود، و در آيات و روايات از آن نهى شده است. زيرا امامت و رهبرى جامعه بنا به تصريح قرآن كريم، عهد و منصبى الهى است كه هرگز به ستمگران نخواهد رسيد. «١» ٤- بينش سياسى- اجتماعى: رهبرى جامعه اسلامى بايد از بينش و آگاهيهاى سياسى- اجتماعى لازم برخوردار باشد تا بتواند در رويدادهاى سياسى و مسائل پيچيده اجتماعى، كه هر روز در حال تحوّل و دگرگونى است درست موضعگيرى كند. روشن است كسى كه قدرت درك مسائل سياسى و اجتماعى و تحليل و ارزيابى درست آنها را ندارد نمىتواند در كوران حوادث، خود، جامعه و امّت خويش را پيروزمندانه نجات دهد. بلكه طعمهاى براى دشمنان و آلت دستى براى اطرافيانش خواهد بود! حديث زير كه از رسول گرامى اسلام صلى الله عليه و آله نقل شده اشاره به همين معنا است:
«مَنْ عَمِلَ عَلى غَيْرِ عِلْمٍ كانَ ما يُفْسِدُ اكْثَرَ مِمَّا يُصْلِحُ.» «٢» كسىكه بدون علم و آگاهى دستبه كارى بزند فسادى كه بهبار مىآورد بيشتر از اصلاح آن است.
امام صادق عليه السلام نيز فرمود: دانشمند آگاه به زمان از هجوم اشتباهات و لغزشها در امان خواهد بود. «٣» ٥- شجاعت: رهبرى بر امت اسلامى يعنى سوار شدن بر طوفان حوادث و رخدادهاى هولناك و هراسآور، زيرا پيوسته طاغوتها از پياده شدن احكام الهى و اسلام ناب محمدى صلى الله عليه و آله جلوگيرى مىكنند، بويژه در اين زمان كه دنياى كفر و استكبارعليه اسلام و حكومت اسلامى بسيج شده و صفآرايى كردهاند. روشن است اگر ولى فقيه از شجاعت و دليرى لازم بهره نداشته باشد نمىتواند در برابر تهديدات دشمنان مقاومت كرده، امت اسلامى را از درياى طوفانزده حوادث هولناك به ساحل پيروزى و نجات