حاكميت دينى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١١٣
بخش دوم چگونگى تعيين حاكم اسلامى انتصاب يا انتخاب؟ «١» يكى از مباحث جدى و دامنهدار پيرامون ولايت فقيه، مسأله چگونگى گزينش ولى فقيه براى امر ولايت و حكومت اسلامى است. مخالفان اسلام و حكومت اسلامى روى مبناى فكرى خود كه در انتخاب حاكم و دولت مردان تنها بر آراى مردم تكيه و اصرار مىورزند، انتصاب ولىّ فقيه را از اساس منكر هستند و مىگويند: نصب، شيوه دموكراتيك نيست! برخى موافقان ولايت فقيه نيز بخاطر تفسير نارسا و برداشت غلط از ادله نقلى اثبات ولايت فقيه، روى عنوان «انتخاب فقيه» بيش از حد پافشارى و زيادهروى مىكنند. در برابر اين گروهها، گروه ديگرى هستند كه بر نحوه «انتصاب فقيه» زياده از حد معقول و مقبول پا مىفشارند.
براى روشن شدن حقيقت امر، بايد قبل از هر چيز به سراغ ادله اثبات ولايت فقيه رفت، و با دقت آنها را بررسى كرد كه آيا مفاد اين ادله به يك طرف بيشتر گرايش دارد، و يا اينكه هر دو طرف را تأييد مىكند.
حقيقت اين است كه مفاد ادله مثبت ولايت فقيه، نه انتصاب مطلق است، به معنايى كه درباره معصومين عليهم السلام مطرح است كه با نص خاص تعيين و معرفى مىگردند. زيرا