حاكميت دينى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٦
تندرستى است آن را كه شناختش و باور داشت، و خانه بىنيازى است براى كسى كه از آن توشه اندوخت، و خانه پند است براى آن كه از آن پند آموخت. دنيايى كه «مسجد محبان خدا»، و نمازخانه فرشتگان او، فرودگاه وحى الهى، تجارتخانه دوستان و اولياى او است كه در آن به كسب رحمت و لطف حق پرداختند و سودى كه از اين تجارت نصيب خويش ساختند بهشت جاودانى و هميشگى است. «١» چنين دنيايى «دنياى پسنديده و ممدوح» است، كه پيامبران، اولياى راستين الهى، نيكان و فضيلت پيشهگان عالم در طلب آن بودهاند، و همه آرمانها و اهداف خويش را در آن مىجستند.
كوتاه سخن اين كه مواهب جهان مادى كه همه نعمتهاى خدايند و بسيار ارزشمند و مايه حيات و بقاى موجودات عالم، اگر به عنوان وسيلهاى براى رسيدن به سعادت و تكامل معنوى انسان مورد بهرهبردارى قرار گيرند از هر نظر قابل تحسين و تقديس است.
اما اگر به عنوان هدف نهايى و نه وسيله، مورد توجه قرار گيرند، و موجب غرور و گمراهى، و بروز هرگونه زشتكارى و پليدى در انسان مىشوند دنيا در اين صورت است كه سزاوار هرگونه نكوهش و مذمّت است.
چه زيبا فرمود مولا على عليه السلام در سخن كوتاه و پرمغزش:
«وَ مَنْ ابْصَرَ بِها بَصَّرَتْهُ وَ مَنْ ابْصَرَ الَيْها اعْمَتْهُ» «٢» آن كس كه با چشم بصيرت به آن بنگرد و آن را وسيله بينايى قرار دهد دنيا به او آگاهى بخشد، ولى آن كس كه در خود دنيا نظر كند دنيا او را نابينا خواهد كرد!! جدا انگارى دين و سياست! از جمله مسائل مهم و سرنوشتسازى كه در رد و نفى آن پيوسته از سوى افراد و گروههاى مخالف داخلى و خارجى پرسشها و شبهات زيادى با ديدگاهها و شيوههاى متفاوتى طرح مىشود مسأله «سياست و حكومت در اسلام» است. هر چند همه اين