حاكميت دينى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١١٦
ميل و رغبت ولايت تو را نپذيرفتند آنان را به حال خود رها كن. «١» بر اين اساس بود كه آن حضرت پس از رسول اكرم صلى الله عليه و آله چون مردم را آماده پذيرش حكومتش نديد، آنان را به حال خود گذاشت. تا آن زمان كه مردم خود به اين باور رسيدند كه تنها آن حضرت شايسته رهبرى بر مسلمانان و جامعه اسلامى است، از اين رو، به سويش شتافتند، و او را به رهبرى برگزيدند و با حضرتش بيعت كردند.
اينجا بود كه حضرت على عليه السلام ضمن پاسخ مثبت به درخواست مردم، علت پذيرش حكومت را چنين بيان كرد:
«سوگند به خدايى كه دانه را شكافت، و انسان را آفريد، اگر نبود كه جمعيت بسيارى گرداگردم را گرفته، و به ياريم قيام كردهاند، و با اين كار حجت (بر من) تمام شده است، و (نيز) اگر نبود عهد و مسؤوليتى كه خداوند از علما و دانشمندان (هر جامعه) گرفته كه در برابر شكمخوارگى ستمگران و گرسنگى ستمديدگان سكوت نكنند، مهار شتر خلافت را رها مىساختم، و از آن صرفنظر مىكردم.» «٢» پس تشكيل حكومت اسلامى و رهبرى جامعه، امرى است كه نيازمند پشتيبانى مردم است كه با رأى آنان حاصل مىشود. خواه به صورت بيعت باشد، چنانكه درباره حضرت على عليه السلام واقع شد؛ و خواه به صورت راهپيمايى و تظاهرات خيابانى، چنانكه درباره رهبر كبير انقلاب اسلامى، امام خمينى (ره) انجام گرفت؛ و خواه به صورت تصويب مجلس خبرگان كه نمايندگان منتخب مردمند، چنانكه در مورد رهبر معظم انقلاب اسلامى حضرت آيةا ... العظمى خامنهاى صورت پذيرفت.
با آنچه آورده شد بسيارى از شبهات دفع گرديد از جمله:
١- اين شبهه كه «بيعت خلافت على عليه السلام اين واقعيت تاريخى و سياسى را بهطور وضوح مدلل مىسازد كه اساساً خلافت غير از امامت است، و مفهوم خلافت از يك