حاكميت دينى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٨٢
«رُبَّ عالِمٍ قَدْ قَتَلَهُ جَهْلُهُ وَ عِلْمُهُ مَعَهُ لا يَنْفَعُهُ» «١» چه بسيارند دانشمندانى كه جهلشان آنها را كشته در حالى كه علمشان با آنهاست ولى به حالشان سودى نمىبخشد! «٢» حقوق و آزاديها در جمهورى اسلامى و جوامع غربى به منظور پاسخ دقيقتر به شبهاتى كه پيرامون حقوق و آزاديها در اسلام و جمهورى اسلامى مطرح مى كنند و نيز براى روشن شدن برترى حقوق و آزاديها در اسلام و جمهورى اسلامى بر حقوق و آزاديها در جوامع غربى، خوب است به طور فشرده ديدگاههاى هر كدام در اين رابطه مطرح و مقايسهاى هر چند كوتاه صورت گيرد. بحث پيرامون حقوق و آزاديها، در سه بخش به شرح زير تقديم مىشود:
الف- حقوق و آزاديها در اسلام ١- ازديدگاه اسلام، انسان آزاد آفريدهشده، و هيچكس حقندارد اين حق را از او سلب كند:
«لا تَكُنْ عَبْدَ غَيْرِكَ وَ قَدْ جَعَلَكَ اللَّهُ حُرّاً» «٣» بنده ديگرى مباشر، در حالى كه خداوند تو را آزاد آفريده است.
٢- در اسلام، همه نوع برترى جويى، اعم از برترى نژادى، قومى، قبيلگى و غير آن به شدت رد شده است، و همه انسانها در هر جا و از هر قوم و نژادى در امور زير يكسان بوده و از تساوى حقوق برخوردارند. تساوى در خالق واحد داشتن، در فلسفه در قوانين آفرينش و قوانين مربوط به آن، در تركيب دو بعدى وجود انسان در صفات و خصايل ذاتى و فطرى، در كرامت ذاتى، در داشتن استعداد وصول به كمالات معنوى، در امكان رسيدن به بالاترين مرتبه انسانى و نيز تساوى در برابر تكاليف و حقوق و هر گونه مقررات و در مسؤوليت و تعهّد پذيرى «٤».