حاكميت دينى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٥
«انِ الْحُكْمُ الَّا لِلَّهِ يَقُصُّ الْحَقَّ» «١» حكم و فرمان، تنها از آنِ خداست! حق را از باطل جدامى كند.
«وَ انْزَلْنا الَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ الَيْهِمْ» «٢» و ما اين ذكر (قرآن) را بر تو نازل كرديم، تا آنچه بهسوى مردم نازل شده است براى آنها بيان كنى.
بنابراين، كسانى كه دولت و حاكم اسلامى را به استبداد در رأى متهم مىكنند سخت در اشتباهند و از شيوه حكومتى در اسلام بىخبرند.
بنيانگذار جمهورى اسلامى ايران درباره نوع سياست و شيوه حكومت در اسلام مىفرمايد:
«از ديدگاه اسلام، سياست به نوعى هدايت جامعه سياسى اطلاق مىشود كه براساس اصول و ارزشهاى اسلامى و در راستاى مصالح جامعه، توسط افراد واجد شرايط انجام مىگيرد.» «٣» ٤- حكومت حاكم اسلامى كه در چارچوب معيارها و قوانين اسلامى به حكومت مىپردازد، مىتواند جزو اهداف و مقاصد مقدس و اصولى به شمار آيد، زيرا تمكين در برابر چنين حكومتى كه مظهر حكومت مطلقه الهى بوده و منويات الهى او، يعنى شريعت مبتنى بر وحى اسلام را پياده مىكند واجب بوده، و بايد به عنوان واجبى از واجبات دينى- عقيدتى تلقى شود، در نتيجه فرمانبردارى و اطاعت از او، لازم و تخطى از فرامين حاكم و دولت اسلامى حرام و خلاف شرع تلقى مىشود؛ و چون در اين نگرش قدرت و حكومت حاكم عادل از قدرت و حاكميت الهى سرچشمه مىگيرد، مىتواند جزو مسايل اعتقادى تلقى شود. «٤» اين نوع نگرش به قدرت و حكومت، پيام ديگرى نيز دارد، و آن اين كه قدرت و