حاكميت دينى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٦
حكومت و حاكم را گوشزد كرده، مىفرمايد:
«لابُدَّ لِلنَّاسِ مِنْ اميرٍ بَرٍّ اوْ فاجِرٍ يَعْمَلُ فى امْرَتِهِ الْمُؤْمِنُ وَ يَسْتَمْتَعُ فيهَا الْكافِرُ وَ يُبَلِّغُ اللَّهُ فيهَا الْاجَلَ» «١» مردم ناگزير نيازمند به امير و حاكمند چه نيكوكار و چه زشتكار، به نحوى كه در حكومت او مؤمن توانايى كار و تلاش براى زندگى پيدا كند، و كافر در سايه حكومتش بهرهمند شود، و خداوند فرجام زندگى را به نهايت آن برساند. (يعنى مردم در سايه حكومت او دوران زندگى را طى كنند و به سرانجام مقرر شدهاش برسند).
اهداف عالى اسلام ترديدى نيست كه اسلام، به عنوان دينى كامل، جاويد، جهانى و جامعِ همه اديان گذشته، تمامى احكام و قوانين مورد نياز زندگى دنيوى و اخروى انسان را جهت نيل به كمال مطلوب انسانى و رسيدن به سعادت و خوشبختى حقيقى تشريع كرده است.
براين اساس، اهداف عالى ديگرى را در راه رساندن انسانها به سعادت كامل دنيا و آخرت مطرح كرده، و بر تحقق آنها تأكيد ورزيده است. مانند اقامه عدل و قسط «٢» در جامعه، رهاسازى مردم از بند استكبار «٣»، مبارزه با طاغوتها جهت نفى حاكميت آنها و جايگزين ساختن حاكميت خداوند در زمين «٤»، امر به معروف و نهى از منكر «٥»، وضع قوانين كيفرى و مجازاتهاى تضمين كننده سلامت و ثبات جامعه انسانى، نظير حدود، ديات، قصاص و مانند آن كه در آيات بيشمارى از قرآن بيان شده است.
روشن است تحقّق اين اهداف عالى در جهت پياده كردن قوانين متعالى اسلام و فراهم ساختن زمينه رشد و كمال انسانها بدون برنامهريزى، تشكيلات اجرايى و دستگاه حكومتى به هيچ وجه ميسّر نيست.