حاكميت دينى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٥
در اسلام هم بدون شك اين ضرورت عقلى و فطرى بخوبى درك شده، و وجود حكومت به عنوان يكى از ضرورىترين نيازهاى انسان و جامعه انسانى مورد تصديق و تأييد قرار گرفته، و براى آن چارهجويى شده است.
اسلام دين فطرت و عقل است، و براساس خواستهها و نيازهاى فطرى، معقول و منطقى انسان فرو فرستاده شده است. چنانكه در آيات قرآن بر اين حقيقت تصريح شده است:
«فَاقِمْ وَجْهَكَ لِلدّينِ حَنيفاً فِطْرَت اللَّهِ الَّتى فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْديلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدّينُ الْقَيِّمُ وَ لكِنَّ اكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ» «١» پس روى خود را متوجه آيين خالص پروردگار كن! اين فطرتى است كه خداوند انسانها را بر آن آفريده، دگرگونى در آفرينش الهى نيست، اين است آيين استوار، هر چند بيشتر مردم نمىدانند! روشن است آيينى كه بر شالوده فطرت و عقل پايهريزى شده باشد نمىتواند نسبت به يكى از اوّلىترين و بديهىترين نيازهاى فطرى و عقلى انسان و جوامع انسانى، يعنى «حكومت» بىاعتنا باشد.
براساس ضرورت عقلى و نياز فطرى به تشكيلات حكومتى بود كه رسول گرامى اسلام صلى الله عليه و آله پس از هجرت به شهر مدينه بلافاصله شالوده تشكيل دولت اسلامى را ريخت، و تشكيلات سياسى- حكومتى ايجاد كرد. از آن طرف مردم مسلمان هم با اين كه درباره مسايل دينى و عقيدتى نظير نماز، روزه، حج، انفاق و غير آن از حضرت سؤال مىكردند، و توضيح مىخواستند، ولى در مورد تشكيل دولت و ايجاد سيستم حكومتى از آن حضرت سؤال نكرده و توضيح نخواستند، چون ضرورت وجود تشكيلات سياسى و حكومتى را با عقل و فطرت خود درك مىكردند. حتى جريانهاى سياسى پس از رحلت پيامبر صلى الله عليه و آله صرفنظر از شيوه درست يا نادرست اجرا، و نيز همه فراز و نشيبهاى آن از همين احساس فطرى سرچشمه مىگيرد. «٢» حضرت على عليه السلام در سخن مشهور خويش، ضرورت عقلى و نياز فطرى به وجود