حاكميت دينى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٥٦
محمد حسن نجفى (صاحب جواهر الكلام)، علامه كاشف الغطا، علامه نراقى، ميرزاى بزرگ شيرازى و مؤلف عناوين سيد محمد آل بحر العلوم (مؤلف كتاب بلغة الفقيه)، آن رامورد تاييد قرار دادهاند. «١» حضرت امام خمينى (ره) اين نظريه را تا آن حد بديهى مىشمارد كه مىفرمايد:
«قضيه ولايت فقيه، بعد از تصور اطراف، موضوع، محمول و مورد آن، به گونه اى روشن است كه از مسايل نظرى شمرده نمىشود واحتياجى به بحث و دليل ندارد.» «٢» مقايسه نظام «امامت بالاصالة» و «امامت ولى فقيه» در نظام سياسى مبتنى بر ولايت فقيه گرچه فقيه به عنوان ولى امر از كليه اختيارات و مسئوليتهاى ناشى از اداره جامعه اسلامى و اجراى احكام الهى كه براى پيامبر و امام معصوم عليه السلام ثابت است برخوردار مىباشد، ولى در مقايسه دو نظام امامت بالاصالة (امامت معصومين عليهم السلام) و امامت فقيه، به لحاظ ويژگيهاى شخصيتى معصومين عليهم السلام ميان آنها، تفاوتهايى وجود دارد كه از جمله ميتوان چند تفاوت زير را بر شمرد:
١- از ويژگيهاى نظام «امامت اصلى» برخوردارى رهبرى از صفات برجسته و فوق العاده اخلاقى و معنوى است كه از آن به مقام «عصمت كبرا» تعبير مى شود و اين موجب مى شود تا مقام معصوم عليه السلام نه تنها به عنوان رهبر بلكه به صورت يك نمونه كامل انسانى، اسوه و الگو در جامعه اسلامى مطرح باشد.
٢- اختيارات و توانمنديهاى اختصاصى رهبرى در نظام «امامت اصلى» كه فقيه از آن محروم است، مانند ولايت تكوينى و برخوردارى از عنايات و امدادهاى ويژه الهى در سايه ارتباطات خاص با عوالم غيبى و ماوراى طبيعت، كه در حل بسيارى از مشكلات سياسى- اجتماعى و پيشبرد بهتر و جامعتر امور سياسى- مذهبى مردم و جامعه اسلامى نقش بسزايى دارد، و برخى اختيارات و امتيازات ديگر كه با دليل خاص فقط در مورد پيامبر و امام معصوم عليه السلام ثابت است.
٣- بر اساس تفكر توحيدى در مراحل سير نزولى ولايت، به موازات كم رنگ شدن