حاكميت دينى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٥٠
«مديريت انسانى» تفكيك قايل نشده است. درحالىكه اين دو نوع مديريت از يكديگر جدا بوده، و نبايد ميانشان خلطى صورت گيرد.
زيرا آن مديريتهايى كه نيازمند داشتن تخصصهاى لازم در زمينههاى مربوط به آن است، مديريتهاى فنى و ابزارى است. در چنين مديريتهايى اگر مدير مربوط از دانش و تخصص كافى در آن زمينه برخوردار نباشد نمىتواند يك مديريت كارآمد داشته، و مجموعه ابزارها و عناصر فعال در آن مجموعه را كاراو مفيد گرداند.
اما شيوه مديريت ولايت فقيه كه مبتنى بر آموزههاى حقوقى و اخلاقى است از مصاديق مديريت انسانى بشمار مىآيد، كه به موازات آن حاكميت اسلامى يا ولايت فقيه به تنظيم مناسبات حقوقى و اخلاقى و نيز صيانت از حدود الهى در رفتار فردى و جمعى (تا آنجا كه به حاكميت برمىگردد) مىپردازد.
بنابراين، توقع داشتن تخصصهاى لازم در زمينههاى علوم و فنون مختلف از توسط ولايت فقيه توقعى بيجا و دور از واقع است. همچنانكه سران و رهبران ساير كشورها از چنين تخصصهايى برخوردار نيستند! ٢- مديريت فقهى و رهبرى دينى، نقش و رسالتى كه ايفا مىكند كه آن: رهبرى، هدايت و ارشاد مردم براساس تعاليم آسمانى اسلام از يكسو، و كنترل عناصر مسؤول و نظارت بر عملكرد آنان در حسن اجراى قوانين اسلام و جلوگيرى از تجاوز به حدود الهى و نيز ناديده گرفتن آن قوانين از سوى ديگر باشد، درست همان رسالتى است كه امروزه در اصول مديريتى جديد نيز از آن به عنصر «رهبرى» تعبير مىكنند، كه به اعتراف صاحبنظران و پژوهشگران مسائل مديريتى در اصول مديريتى جديد نقشى برجسته و جايگاهى تعيينكننده دارد، بهطورى كه هيچ مؤسسه كوچك و بزرگ توليدى- صنعتى از آن بىنياز نيست. همچنانكه هيچ كشورى از چنين مديريت انسانى از نوع خاص خود بىنياز نيست.
بخاطر نقش تعيينكننده و كارساز عنصر «رهبرى» در مديريتها است كه كارشناسان اصول مديريتى مىگويند براى اينكه يك مؤسسه يا شركت توليدى- صنعتى بتواند در كارها و اهداف اقتصادى خود موفق شود علاوه بر داشتن مديران با مديريتهاى فنى و ابزارى و تخصصهاى علمى و صنعتى لازم، به مديريت انسانى و عنصر رهبرى قوى نيز