اخلاق در کلام معصومین - علوى گرگانى، محمدعلى - الصفحة ٣٥٣ - چهار اصل زندگي
كه رسيد توقّف كرده بر ما سلام كرد. آنگاه فرمود: چه شده كه مىبينم دوستى دنيا بر بيشتر مردم چيره شده است به حدّى كه گويا مرگ در اين دنيا به نام ديگران ثبت شده، و گويا حقّ و حقيقت در اين جهان بر غير اينها واجب گشته، و تا اينكه گويا سرگذشت مردگان پيش از خود را نشنيده و نديدهاند؟ راه ايشان همان راه مردم مسافر است و به زودى به سوى مردگان بازمي گردند. خانه هاى آنان، گورشان باشد و ديگران ميراث آنان را بخورند. اينها مي پندارند پس از آن مردگان، هميشه خواهند ماند؟ هيهات هيهات. [آيا] دنبال کنندگان، از جلو رفتگان پند نگيرند؟ به راستى كه از ياد برده و فراموش كردند هر پند دهندهاى را در كتاب خدا، و از شرّ هر سرانجام بدى ايمن و آسوده خاطر گشته، و از نزول بلاهاى سخت و پيش آمدهاى ناگوار ترس ندارند.
طُوبَى لِمَنْ شَغَلَهُ خَوْفُ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ عَنْ خَوْفِ النَّاسِ. طُوبَى لِمَنْ مَنَعَهُ عَيْبُهُ عَنْ عُيُوبِ الْمُؤْمِنِينَ مِنْ إِخْوَانِهِ. طُوبَى لِمَنْ تَوَاضَعَ لِلَّهِ عَزَّ ذِكْرُهُ، وَ زَهِدَ فِيمَا أَحَلَّ اللَّهُ لَهُ مِنْ غَيْرِ رَغْبَةٍ عَنْ سِيرَتِي، وَ رَفَضَ زَهْرَةَ الدُّنْيَا مِنْ غَيْرِ تَحَوُّلٍ عَنْ سُنَّتِي، وَ اتَّبَعَ الْأَخْيَارَ مِنْ عِتْرَتِي مِنْ بَعْدِي، وَ جَانَبَ أَهْلَ الْخُيَلَاءِ وَ التَّفَاخُرِ وَ الرَّغْبَةِ فِي الدُّنْيَا، الْمُبْتَدِعِينَ خِلَافَ سُنَّتِي، الْعَامِلِينَ بِغَيْرِ سِيرَتِي. طُوبَى لِمَنِ اكْتَسَبَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ مَالًا مِنْ غَيْرِ مَعْصِيَةٍ فَأَنْفَقَهُ فِي غَيْرِ مَعْصِيَةٍ وَ عَادَ بِهِ عَلَى أَهْلِ الْمَسْكَنَةِ. طُوبَى لِمَنْ حَسُنَ مَعَ النَّاسِ خُلُقُهُ، وَ بَذَلَ لَهُمْ مَعُونَتَهُ، وَ عَدَلَ عَنْهُمْ شَرَّهُ. طُوبَى لِمَنْ أَنْفَقَ الْقَصْدَ وَ بَذَلَ الْفَضْلَ وَ أَمْسَكَ