اخلاق در کلام معصومین - علوى گرگانى، محمدعلى - الصفحة ٢٦٥ - معناي توکّل
أَشْرَفَ عَلَى صِدْقِهِ فِيمَا سَأَلَ عَنْهُ مِنْ قَبْلِ إِبْدَائِهِ إِيَّاهُ فَقَالَ لَهُ: قِفْ مَكَانَكَ وَ أَنْظِرْنِي سَاعَةً. فَبَيْنَمَا هُوَ مُطْرِقٌ لِجَوَابِهِ إِذَا اجْتَازَ بِهِمَا فَقِيرٌ فَأَدْخَلَ الْإِمَامُ يَدَهُ فِي جَيْبِهِ وَ أَخْرَجَ شَيْئاً فَنَاوَلَهُ الْفَقِيرَ؛ ثُمَّ أَقْبَلَ عَلَى السَّائِلِ فَقَالَ لَهُ: هَاتِ وَ سَلْ عَمَّا بَدَا لَكَ. فَقَالَ السَّائِلُ أَيُّهَا الْإِمَامُ كُنْتُ أَعْرِفُكَ قَادِراً مُتَمَكِّناً مِنْ جَوَابِ مَسْأَلَتِي قَبْلَ أَنْ تَسْتَنْظِرَنِي، فَمَا شَأْنُكَ فِي إِبْطَائِكَ عَنِّي؟ فَقَالَ الْإِمَامُ: لِتَعْتَبِرَ الْمَعْنَى قَبْلَ كَلَامِي إِذَا لَمْ أَكُنْ أَرَانِي سَاهِياً بِسِرِّي وَ رَبِّي مُطَّلِعٌ عَلَيْهِ أَنْ أَتَكَلَّمَ بِعِلْمِ التَّوَكُّلِ وَ فِي جَيْبِي دَانِقٌ ثُمَّ لَمْ يَحِلَّ لِي ذَلِكَ إِلَّا بَعْدَ إِيثَارِهِ فَافْهَمْ فَشَهِقَ السَّائِلُ شَهْقَةً وَ حَلَفَ أَلَّا يَأْوِيَ عُمْرَاناً وَ لَا يَأْنَسَ بِبَشَرٍ مَا عَاش.١
چنانچه ميخواهي به روش متوکّلان، آنان که دو صفت ياد شده را به تمام و کمال در خود دارند، پي ببري از اين حکايت غفلت مکن و به آن گوش سپار. شخص متوکّلي بر يکي از امامان ٧وارد شد و گفت: بر من مهرباني کن و به سؤال من در باب توكّل پاسخ فرما. امام٧ که او را به حُسن توكّل و پرهيزکاري ميشناخت و بر صداقت وي در آنچه که پرسيد از پيش مطّلع بود فرمود: اندکي درنگ کن. در حالي که آن شخص منتظر پاسخ بود فقيري آمد. امام٧ دست در جيب کرده و چيزي به وي داد. سپس روي به آن شخص کرد و فرمود: اکنون بپرس. آن مرد گفت: اي امام ٧، مي دانستم که شما بر پاسخ من توانايي،
[١] مصباح الشريعه، ص ١٦٥