اخلاق در کلام معصومین - علوى گرگانى، محمدعلى - الصفحة ٢٦١ - بدعت، گناهي نابخشودني
دَعَوْتَهُ إِلَيْهِ فَيَرْجِعَ عَنْهُ.١
امام صادق٧ فرمود: مردى در قديم الأيّام دنيا را از راه حلال طلب كرد بدست نياورد و نتوانست بدان برسد و از راه حرام طلب كرد باز نتوانست بدست آورد. پس شيطان نزد او آمد و گفت: اى مرد، تو دنيا را از راه حلال خواستى بدست نياوردى، از راه حرام كوشش نمودى که بدست آورى باز موفّق نشدي آيا مي خواهي تو را به كارى راهنمايي كنم كه دنيا به تو رو بياورد و ثروتى بدست آورى و مريدانت فراوان شوند؟ مرد گفت: آرى. شيطان گفت: دينى مىآورى و مردم را بدان دعوت مي كنى. مرد سخن شيطان را به كار بست و مردم از وى پذيرفتند و گرد او جمع شدند و اطاعتش نمودند و از اين راه ثروتى بدست آورد و دنيايش آباد شد. سپس با خود انديشيد و گفت: اين چه کاري بود كه انجام دادم. دين اختراع كردم و مردم را به دين دروغين خواندم و گمان نمىكنم توبهام پذيرفته شود مگر آنكه بروم و هر كسي را كه دعوت كردم و او پذيرفته، از آن دين دروغين بازگردانم. پس شروع كرد و نزد ياران خود آمد و مىگفت: آنچه من شما را بدان خواندم باطل و نادرست بود و من از پيش خود ساخته بودم. آنان در پاسخ وى مىگفتند: دروغ مىگوئى. آن حق است و ليكن تو خود در دينت به شك افتادهاى و از آن رجوع كردهاى. پس مرد چون چنين ديد زنجيرى برداشت و يك سر آن را به
[١] من لا يحضره الفقيه، ج٣، ص ٥٧٢