اخلاق در کلام معصومین - علوى گرگانى، محمدعلى - الصفحة ٢٢١ - مذمّت ايمان از روي اجبار
مَا كَانَتْ لِتُؤْمِنَ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ، وَ إِذْنُهُ أَمْرُهُ لَهَا بِالْإِيمَانِ مَا كَانَتْ مُكَلَّفَةً مُتَعَبِّدَةً، وَ إِلْجَاؤُهُ إِياهَا إِلَى الْإِيمَانِ عِنْدَ زَوَالِ التَّكْلِيفِ وَ التَّعَبُّدِ عَنْهَا؛ فَقَالَ الْمَأْمُونُ: فَرَّجْتَ عَنِّي يَا أَبَا الْحَسَنِ فَرَّجَ اللَّهُ عَنْكَ.١
پس خداوند اين آيه را فرو فرستاد كه: اى محمّد، ٦و اگر پروردگار تو مىخواست البتّه هركه در زمين است همگى ايمان مىآوردند٥ از روي بيچارگى و اضطرار در دنيا، همانگونه كه به هنگام ناچارى و ديدن عذاب در آخرت ايمان مىآورند و اگر با آنان اينگونه رفتار مىكردم آنان مستحقّ ثواب و مدحى نمىشدند ولى من از آنان مىخواهم كه در حال اختيار و بدون اضطرار ايمان بياورند و از جانب من مستحقّ مقام تقرّب و نزديكى و دوام خلود در بهشت جاويدان شوند. ٦آيا تو مردم را مجبور مىسازى تا مؤمن باشند؟٥ و اينكه مىفرمايد: ٦هيچ كسى نمىتواند ايمان آورد مگر به اذن خداوند٥ بنابر تحريم ايمان بر او نيست بلکه به اين معنا است كه هيچ كسى نمىتواند ايمان آورد مگر به اذن خدا و اذن او كه همان امر و دستور به ايمان است مادامى كه مكلّفِ عبادتكننده باشد، و ناگزير ساختنش به ايمان به هنگام زوال تكليف و تعبّد از آن است (يعني پس از مرگ). مأمون گفت: اندوه را از من بردى، خدا اندوه را از تو ببرد.
[١] توحيد (صدوق)، ص ٣٤١